تبلیغات Nuclear for peace...
جمعه 27 مرداد 1385
بایدهای دیپلماسی هستهای امروز ایران

پس از چندین ماه كشوقوس سیاسی، و مذاكرات فشرده عاقبت الامر شورای حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص گزارش پرونده هستهای ایران، به شورای امنیت سازمان ملل متحد به توافق رسید و با 27 رای موافق در برابر 5 رای ممتنع و 3 رای مخالف نظر خود را در این خصوص اعلام نمود.
اما سؤال اصلی در این راستا این است كه چرا علیرغم اظهارات مذاكره كننده كشورمان در خصوص عدم هماهنگی و ائتلاف، اكثریت كشورها با اعلام گزارش موافقت نمودند.
متاسفانه بر خلاف خوشبینی دستگاه دیپلماسی كشورمان، در نشست اخیر شورای حكام از سوی سه كشور اروپایی، آمریكا، روسیه و چین، بررسی مشتركی در خصوص پرونده ایران صورت گرفت و این كشورها تصمیم گرفتند كه در یك تصمیم گیری مشترك شورای امنیت را از پرونده هستهای ایران آگاه سازند. این مسئله نشان میدهد كه چین و روسیه هم كاری و همگامی با اروپا و آمریكا را بر ایران ترجیح داده واتخاذ یك سیاست میانه رو با كلمات دیپلماتیك اما و اگر روی آورده اند و از نگاه دیگر، مذاكرهكنندگان ایران آن چنان چانه زنی خوبی را از خود نشان ندادهاند.
چنانچه میدانیم تا پیش از نشست لندن و نشست اخیر شورای حكام، بین غرب (آمریكا و اروپا) و شرق، (روسیه ـ چین) بر سر نحوه رویارویی با پرونده ایران، اختلاف وجود داشت. كشورهای غربی، به ویژه آمریكا، اصرار داشتند كه پرونده هستهای ایران باید به شورای امنیت ارجاع شود، ولی چین و روسیه، این پافشاری را منطقی نمیدانستند و زمان كنونی را برای این كار مناسب نمیشمردندحتی در دیدار وزیر خارجه كشورمان با همتای چینی خود و سفر لاریجانی به روسیه هر دو كشور مخالفت خود را با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اعلام كرده بودند اما قبل از نشست فوق العاده شورای كام در نشست لندن راهحل میانهای برای حل اختلاف این دو گروه پیدا شد؛ به این ترتیب كه به جای ارجاع پرونده به شورای امنیت، برای تصمیمگیری، صرفا گزارش از فعالیتهای هستهای ایران به این شورا «جهت اطلاع» ارسال شود كه این راه حل در نشست شورای حكام نیز به تصویب رسید و نشان داد كه كشورهای غربی و حتی چین و روسیه نیز خارج از سازمانها و نهادهای بین المللی سیاستهای خود را بر اساس منافع ملی خاص خود طراحی مینمایند و نشست در سازمانهای بین المللی صرفا محل تصویب است و نه چانه زنی.
در نهایت گام اول كه میتواند تاثیرات منفی بر جای بگذارد، بر داشته شد. نفس قطعنامه اخیر شورای حكام بر آن است تا به این وسیله، فشار علیه ایران را تشدید و به ایران اعلام نماید كه ارجاع به شورای امنیت، یك بلوف نیست، بلكه میتواند صورت عملی به خود بگیرد و مشكلاتی را بوجود آورد.
از نگاه دیگر هنوز فضای مناسب برای گفتگو وجود دارد و استفاده كردن از واژههای پایان دیپلماسی مناسب فضای كنونی پرونده ایران نمی تواند باشدزیرا راه را برای اظهارات دیگر مقامات كاخ سفید و تبلیغات منفی و مخرب رسانههای مسموم باز مینماید ایران باید نشان دهد كه هنوز هم مانند سابق در چارچوب مذاكرات مسالمت آمیز و اجرای ان پی تی گام بر میدارد بنابراین هنوز هم گفتگو تنها شیوه و بهترین راه برای برخورد با پرونده هستهای ایران است.
بنابراین باید بر این نكته تاكید كرد كه ارجاع گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت پایان دیپلماسی نیست و گزینههایی همانند حمله نظامی به ایران تنها متعلق به «میز» است.
در این راستا ما باید بكوشیم با پیشه كردن سیاست صبر راهی برای خروج از بنبست و ارتقای روابط فیمابین، حقوق حداكثری خود را در این پروژه لحاظ كنیم و با طرفهای مقابل به توافق برسیم.
در واقع اظهارات ناسنجیده آن هم در چنین اوضاعی، میتواند برای برخی كشورها كه دم از دوستی با ایران میزنند اما در لوای آن اقداماتی دیگر انجام میدهند موثر باشد. مسكو و پكن كه اكنون با گزارش پرونده ایران به شورای امنیت موافقت كردهاند، بر آنند در مذاكرات آتی خود با تهران، امتیازات بیشتری را از آن خود كنند؛ بنابراین، موضع كنونی این دو كشور را نمیتوان رویكرد دایمی و استراتژیك آنها دانست و آن را دارای همان خاستگاهها و دیدگاههای آمریكا و اروپا برشمرد.
روسیه و چین، با مشاركت در طرح «گزارش به شورای امنیت»، همچنان در صدد امتیازگیری از آمریكا و اروپا و ایران هستند. درواقع، روسها و چینیها، از شگرد «بازی در میانه میدان» بهره گرفتهاند تا بتوانند «هم از توبره بخورند و هم از آخور.
هر گونه تصمیم گیری شتابزده وضعیت را پیچیده تر و تصمیمگیری را هزینهزاترمی كند و این اصل كه هرگونه امتیازدهی، منجر به پیشرویهای بیشتر و بلاعوض طرف مقابل خواهد شد، همچنان پابرجا خواهد ماند تشدید فعالیتهای دیپلماتیك، بازگرداندن مسیر پرونده هستهای به فاز حقوقی و فنی گزینههایی هستند كه باید در شرایط حاضر بر آن تاكید شود و اكنون زمان برای رو كردن برخی برگها زود است.باید لحن همكاری در این مسئله را با ظرافت خاص دیپلماتیك عنوان كرد.
باز باید بر این نكته تاكید كرد كه گفتگو تنها شیوه و بهترین راه برای برخورد با پرونده هستهای ایران است واین مهم است که گفتگوها با ایران به چه شکلی ادامه پیدا کند ایران باید به نحوی عمل نماید كه اروپا باید در تداوم گفتگوهای خود با ایران سیاستهای جدیدی را در پیش بگیرد و اروپا چارچوب جدیدی برای ادامه گفتگوهای خود بر سر موضوع هستهای ایران پیدا کنند.
البته باید در لوای تلاشها این نكته نیز برای اروپا و جامعه جهانی مشخص شود كه زمانی اختلاف نظرها با ایران بر سر برنامههای هستهای این کشور حل و فصل پیدا میکند که زمینه مناسبی برای غنی سازی اورانیوم در خاک این کشور و دستیابی به فناوری روز و جدید برای آنها میسر و فراهم شود".": باید تلاش شود تا با گفتگو با ایران امکانی به این کشور داده شود تا مراحل لازم برای دستیابی و برخورداری از تکنولوژی روز هستهای محقق شده و ایران بتواند از این راه به فنآوری پیشرفته مسلط شود
بدیهی است، اگر قرار است امتیازی بگیریم، باید امتیازی بدهیم و بالعكس، لذا لازم است برگ برندههایی در دست داشته باشیم؛ بنابراین در اوضاع كنونی و در آینده حساسی كه پیش رو داریم، هیچ چیزی به اندازه برگهای برنده، یاریمان نخواهد كرد.
بنابراین، انفعال و ترس از گزارش پرونده به شورای امنیت، دقیقا همان چیزی است كه طراحان قطعنامه اخیر شورای حكام، در صدد آنند.
واقعیت امر این است كه، غربیها نمیخواهند، وارد یك بازی پرهزینه و با آیندهای نامعلوم شوند؛ بنابراین، پیامی كه در این مقطع از ایران به غرب باید مخابره شود، باید به روشنی، حامل این گزاره باشد كه ادامه تندرویهای غرب، هرچند میتواند برای ایران هزینهزا باشد، ولی ایران، تنها كشوری نخواهد بود كه این هزینهها را میپردازد؛ بنابراین، بهتر است به مشی میانهروانه و منطبق با بازی برد ـ برد بازگردند، زیرا این ماجرا، یا به «باخت ـ باخت» منتهی میشود و یا به «برد ـ برد» و حالت سومی وجود ندارد كه بنا بر آن، غربیها به باخت ایران و برد خود دلخوش كنند.