Nuclear for peace...
سه شنبه 17 بهمن 1385
نرم افزار طراحی درمان پرتو درمانی با مدیریت حرکت

قابلیت جدید مدیریت حرکت که به سیستمهای طراحی درمان پرتو درمانی اضافه شده است پزشکان را قادر می سازد تا دقت درمان تومور در مناطق متحرک بدن نظیر ریه ها را افزایش دهند .
Jeff Amacker مدیر سیستم طراحی درمان سیستمهای پزشکی ( Varian(Palo AHo,CA,USAمیگوید:" ما با توسعه سیستم Eclipsمیتوانیم طراحی درمان را به صورتی انجام دهیم که حرکت تومور حین درمان جبران شود .این سیستم امکان مشاهده و ارزیابی هر گونه حرکت تومور را برای پزشک فراهم کرده و لذا استراتژیهای درمان ,حرکت را نیز به حساب اورده و دوز تشعشع به گونه ای برنامه ریزی می شود که در تومور متمرکز شود حتی در صورت حرکت آن "
وقتی که پزشکان بتوانند تومورهای متحرک را با سیستم دروازه تنفسی RPMواریان برای همزمانی درمان با سیکل تنفسی بیمار درمان کنند,استفاده ازEclipse انها را در استفاده از اطلاعات حرکتی تومور حین فاز طراحی درمان کمک میکند .
Allan Caggiano, فیزیسیست ارشد بیمارستان Holy Nane میگوید :" برای طراحی چنین درمانهایی در گذشته ,می بایست به صورت دستی تصاویر PET,CTرا برای هر فاز سیکل تنفسی گرفته و سپس خود اقدام به محاسبات لازم کنیم که برای هر بیمار حدود 3ساعت وقت می گرفت .
بر اساس گفته اقای Caggiano قابلیتهای موجود در Eclipseکار را ممکن ساخته است :1 - سیستم تصاویر پویا تولید کرده و کاملا نشان دهنده حرکت تومور حین تنفس می باشند .2 – پزشک میتواند بزرگی حرکت را تخمین زده و درمان را به گونه ای طراحی کند که حداقل مقدار بافت سالم تحت تابش قرار گیرد .و بالاخره
3 – در پرتو درمانی تحت هدایت تصویر(IGRT )می توان تصاویر گرفته شده با Eclipseرا با تصاویری که ماشین درمان بعدا می گیرد مقایسه کرد و از عدم تغییر حرکات تومور حین درمان اطمینان حاصل کرد و یا در صورت وجود تغییر آن را اصلاح نمود .
قابلیتهای جدید Eclipse در کنفرانس انکولوژی و رادیولوژی درمانی امریکا(ASTRO) در نوامبر 2006در فیلادلفیا معرفی شد .
دوشنبه 16 بهمن 1385
امنیت ملی و فعالیتهای هستهای ایران

با نزدیك شدن به پایان مهلت تعیین شده در قطعنامه شماره ۱۷۳۷شورای امنیت سازمان ملل متحد، موضعگیری گروهها و شخصیتهای سیاسی داخلی نیز در خصوص رویكرد آتی در فعالیتهای هستهای كشور روشن تر شده است.
در سطح كلان، دیدگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران نسبت به قطعنامه این است كه شیوه شورای امنیت در برخورد با موضوع ایران "سیاسی و غیر حقوقی" است، بنابراین خود را ملزم به اجرای آن نمیداند، ضمن آنكه ایران تاكید كرده است كه از هر پیشنهادی كه "تامینكننده حقوق ملت ایران در دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای" و همچنین "رفعكننده برخی نگرانیهای احتمالی در مورد منحرف شدن فعالیتهای ایران از مسیر صلحآمیز" باشد ، استقبال میكند.
با وجود این سیاست كلان، در داخل دیدگاههای متنوعی درخصوص عبور از این مرحله وجود دارد كه از پذیرش كامل قطعنامه شروع و به رد قطعنامه و خروج از "ان.پی.تی" منتهی میشود.
مساله فعالیتهای هستهای ایران همواره و در هر مرحلهای با یك نوع صف بندی در خصوص چگونگی مدیریت رویكرد هستهای كشور مواجه بوده است.
گذشت زمان و روشن شدن ابعاد بسیار پیچیده پرونده هستهای ایران و فراز و فرودهای مباحث مختلف مربوط به آن نشان داد كه قضاوت سریع در مورد اینكه كدام راه مناسب است، با معیارهای عقلانی تطبیق نمیكند و ضرورت دارد كه مطرح كردن هر گونه بحثی در این خصوص با محاسبات لازم صورت گیرد.
اما پیش از آنكه به ارتباط امنیت ملی با رویكرد هستهای پرداخته شود، به مساله روشن نبودن محدوده قلمروهای مفاهیم مختلف پرونده هستهای اشاره میشود.
پرونده هستهای و رویكرد هستهای هر كشور از یك مجموعه مباحث گسترده و به هم پیوسته تشكیل میگردد كه ضروری است در ابتدای امر این مجموعه مفاهیم مورد شناسایی قرار گیرند.
مفاهیم به هم پیوستهای مانند برنامه هستهای ، سیاست هستهای ، نظامهای حقوقی و بینالمللی، اهداف هستهای و دیپلماسی هستهای، در عین به هم پیوستگی ، موضوعات مستقلی محسوب میشوند و نمیتوان با نقد یكی از آنها در باره دیگر مفاهیم قضاوت كرد.
در این میان مفهوم رویكرد هستهای و ارتباط آن با امنیت ملی، از دیگر مفاهیم ذكر شده در مباحث هستهای، بیشتر مورد توجه است.
اولین و مهمترین نتیجهگیری در مباحث هستهای این است كه رویكرد هستهای هر كشور در محدوده امنیت ملی قرار میگیرد و امنیت ملی بر رویكرد هستهای باید مسلط باشد و به هیچ عنوان اجازه ندهد این رویكرد از خط قرمز امنیت ملی عبور كند و پیگیری موضوع فقط در محدوده منافع، مصالح و حقوق ملی صورت گیرد.
به تعبیری به هیچ عنوان نمیتوان اولویت اول امنیت ملی را در همه مباحث مربوط به رویكرد هستهای نادیده گرفت و تصور كرد كه پرونده هستهای تعیینكننده ضریب امنیت ملی است.
نكته مهمی كه باید در مباحث هستهای مورد توجه قرار گیرد آن است كه دانش هستهای متغیر اصلی و مستقل این مجموعه محسوب میگردد و اصل قرار دادن و هر تغییر دیگری غیر از دانش هستهای موجب استنتاج غلط خواهد شد.
در توضیح بیشتر این نظریه، چنانچه یك كشور فرضی، برنامه هستهای وسیعی را برای خود تعریف كند و هزینههای زیادی را متحمل شود اما به طور عملی نتواند دانش هستهای خود را گسترش دهد، به طور قطع در سیاست هستهای خود ناكام میماند و توانایی و ظرفیت تدوین دیپلماسی هستهای مورد نظرش را نخواهد داشت.
به عنوان مثال لیبی بدون توجه به دانش هستهای، برای خود اهداف هستهای تعریف كرد و به استناد اهداف هستهای، سیاست هستهای خود را تدوین كرد اما به علت فقدان بخش اصلی این مجموعه یعنی دانش هستهای در پیشبرد سیاست هستهای خود به بن بست رسید و با وجود متحمل شدن هزینههای فراوان برای احداث تاسیسات و خرید تجهیزات همه آنها را در اقدامی كه از منظر بسیاری آگاهان مضحك مینمود، به دولت آمریكا تحویل داد.
نكته مهم دیگر در هر رویكرد هستهای آن است كه وقتی اهداف هستهای ترسیم گردید (جدا از آنكه این اهداف چه باشد) پیگیری این اهداف نیازمند دیپلماسی هستهای است تا اهداف تعیین شده را تا فرجام كار، به شكل معقولی تبیین و پیگیری كند.
توجه به جایگاه واقعی هر یك از مفاهیم و مباحث ذكر شده و تعریف دقیق و درست هر یك از مقولههای یادشده راهگشای پیشبرد رویكرد هستهای خواهد بود و توجه نكردن به این جایگاهها كل برنامه و سیاست رویكرد را تهدید خواهد كرد.
* ایران و دانش هستهای
در بررسی پرونده هستهای هر كسی میتواند یكی از قلمروها را مهمترین بخش بداند. ممكن است عدهای برنامه هستهای را بااهمیت تلقی كند و عدهای دیگر سیاست هستهای را اصل قرار دهند و تعدادی هم اهداف هستهای را مهمترین بخش بپندارند اما واقعیت آن است كه در رویكرد هستهای مهمترین بخش را "دانش هستهای" تشكیل میدهد و دانش هستهای متغیر اصلی و مستقل هر رویكرد هستهای است.
آنچه تعیینكننده برنامه و سیاست است، دانش هستهای است. اگر این بخش شكل گرفت و بارور شد، به طور طبیعی سایر بخشها متحول خواهند شد و چنانچه این بخش دچار ركود گردید همه برنامهها و سیاستها و اهداف فاقد كارآیی است.
بنابراین روشن است كه مهمترین وظیفه تصمیمگیران حفظ و حراست این بخش از رویكرد هستهای باشد و تمامی بخشها در خدمت این بخش قرار گیرند. سیاست هستهای باید برای محافظت از این بخش تعریف شود و دیپلماسی هستهای به خدمت این بخش درآید و خود را با آن تطبیق دهد.
با مرور آگاهانه و قضاوتی منصفانه در فراز و فرودهای پرونده هستهای متوجه خواهیم شد كه تاكنون دیپلماسی هستهای در خدمت دانش هستهای بوده است و اگر امروز جمهوری اسلامی ایران به دستاوردهای دانشمندان خود در عرصه دانش هستهای افتخار میكند، منصفانه خواهد بود كه فرصتسازی دیپلماسی هستهای برای شكفته شدن این دستاوردها نادیده گرفته نشود.
از سوی دیگر یكی از مباحث خطرناك برای منافع ملی كشور سیاست زدگی در حوزه سیاست هستهای كشور است كه باید با جدیت تمام با این سیاست زدگی مقابله كرد و اجازه نداد كه سیاست روزمره، تعیینكننده اصول سیاست هستهای كشور شود، چرا كه سیاست هستهای كشور باید سیاستی ورای رقابتهای سیاسی باشد و در محدوده امنیت ملی كشور قرار گیرد.