تبلیغات
The Medical Radiation Engineering - مطالب هفته اول تیر 1385

The Medical Radiation Engineering

Nuclear for peace...

روایتی متفاوت از بزرگ‌ترین پروژه هسته‌ای ایران

روایتی متفاوت از بزرگ‌ترین پروژه هسته‌ای ایران

در بخش چهارم گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فرجام همكاری‌های هسته‌ای ایران با جمهوری خلق چین و روایتی متفاوت از نیروگاه اتمی بوشهر منتشر شده است.
 
در این بخش، فرجام همكاری‌های هسته‌ای ایران و چین ـ كه در بخش دوم گزارش به تفصیل مورد اشاره قرار گرفت ـ بررسی شده و فشارهای وارده از سوی ایالات متحده و اسراییل، باعث توقف تقریبی كلیه همكاری‌های هسته‌ای ایران و چین در دهه 90 شده است.در ادامه بخش چهارم گزارش، همكاری‌های اتمی مسكو با تهران به صورت مشروح مورد بررسی قرار گرفته است.این همكاری‌ها كه از نیمه دوم دهه هشتاد آغاز شد، در سال 1994 با امضای قرارداد 850 میلیون دلاری تكمیل قرارداد بوشهر به اوج خود رسید.روایت متفاوت آژانس درباره نیروگاه اتمی بوشهر و عوامل مؤثر در تأخیر تكمیل این نیروگاه به نكات قابل توجهی اشاره می‌كند.
 
به‌ هرحال همه خبرهای فوق در مبادلات و مذاكرات آمریكا و چین مطرح و پیگیری شده‌اندكه بعضا موجب تاخیر و یا متوقف شدن معاملات بین چین و ایران شده‌اند. برای مثال مذاكراتی كه چین با آمریكا انجام داد موجب شد چین قول دهد كه هیچ نوع مساعدتی به تجهیزات هسته‌ای كه در 11 می 1996 تحت نظارت ایمنی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای قرار نداشته‌اند ارائه ننماید. چین سپس مقررات تفصیلی برای اجرا كردن قول مزبور را در 11 سپتامبر 1996 بعد از گفت‌وگوهای بیشتر با آمریكا منتشر ساخت.
 
طبق گزارشات آمریكا، چین همچنین در دسامبر 1996 موافقت كرد كه مجمع تبدیل هگزافلوراید اورانیوم به ایران نفروشد. گزارش شده كه نخست‌وزیر چین آقای
Li Lanqing به نخست‌وزیر اسراییل آقای ناتانیاهو اطمینان داده كه چین فناوری رآكتور یا دیگر فناوریهایی كه می‌توانند در یك برنامه سلاح‌های هسته‌ای مورد استفاده قرار گیرند در اختیار ایران قرار ندهد. آقای نتانیاهو در خلال دیدارش از چین آگوست 1997 اطمینان فوق را اخذ كرد. وزیرخارجه چین نیز یك بیانیه در 21 اكتبر 1997 منتشر كرد و در آن اعلام نمود « استفاده صلح‌آمیز از انرژی بین چین و ایران بدلیل وجود برخی اختلافات در قرارداد انجام نشده است.»
 
بیل كلینتون رییس‌جمهور آمریكا در خلال دیدار رییس‌جمهور چین آقای جیانگ زمین از آمریكا در اواخر اكتبر 1997 موضوع فوق را با اولویت بالایی مطرح كرد. چین به رغم اعتراضات بخش همكاری هسته‌ای ملی خود با توقف همكاری هسته‌ای با ایران موافقت كرد و در مقابل موافقت آمریكا برای مجاز بودن شركت‌های آمریكایی جهت فروش فناوری مورد نیاز به چین كه در مجتمع‌های نیروی هسته‌ای خود آنها را بكار خواهد گرفت را كسب كرد. اگرچه آمیكا با پیوستن چین به گروه عرضه‌كنندگان تكنولوژی هسته‌ای ـ بدلیل فروش‌هایش به هند و پاكستان ـ موافق نبود ولی با عدم عرضه هر نوع كمك هسته‌ای به ایران صرفنظر از اینكه تحت شرایط پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای مجاز باشند یا خیر موافقت نمود.
 
دولت آقای كلینتون نیز در خلال دیدار رییس‌جمهور چین از آمریكا بیان نمود كه چین از تاریخ 11 مه 1996 كه متعهد به عدم كمك هسته‌ای به ایران شده هیچ نوع كمكی به تجهیزات هسته‌ای كه تحت تدابیر حفاظتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار نداشته عرضه ننموده است. آقای جان هولم معاون وزارت خارجه آمریكا در امور كنترل تسلیحات و امنیت بین‌الملل ادعای فوق را در خلال دیدارش از چین در تاریخ 26 مارس 1998 تكرار نمود. آقای كلینتون رییس جمهور آمریكا نیز كه در ماه ژوئن به چین سفر كرد آنها را تكرار كرد. اظهارات فوق از آن جهت جالب توجه هستند كه چین تنها كشوری است كه فروش صدها تن از مواد شیمیایی بنام
Anhydrous Hydrogen Fluoride (اسید هیدروفلوراید) كه در صنعت انرژی هسته‌ای چین از آنها استفاده می‌شود به مركز تحقیقات هسته‌ای اصفهان در فوریه 1998 به حالت تعلیق در‌آورده است. البته چین این اقدام سه سال بعد از آنكه سازمان اطلاعات آمریكا ضمن بازرسی‌های خودش از فروش آن مواد مطلع شده بود و تقریبا دو سال بعد از آنكه چین با عدم فروش چنین موادی موافقت كرده بود انجام داد. میزان فروش مواد مزبور بسیار زیاد بوده بطوری‌كه ایران می‌توانسته با استفاده از آنها بمدت 5 سال از مواد لازم برای برنامه هسته‌ای بلند پروازانه خود بهره‌مند شود.
 
نكته دیگر اینكه چین هنوز علیرغم اینكه
Anhydrous Hydrogen Fluoride بعنوان ماده‌ای برای تهیه گاز اعصاب تلقی می‌شود برای فروش آن قرارداد داشت، برای فروش‌های خود محدودیت دارد. صنعت هسته‌ای چین هنوز در مراحل توسعه‌ای خود است و این كشور برای راه‌اندازی و بكارگیری رآكتورهای خود مشكلات جدی دارد. رآكتور چین در منطقه Qinshan از رآكتور شناور ساخت ژاپن و پمپ‌های سرد‌كننده عمده آلمانی استفاده می‌كند لذا مشخص و واضح نیست كه آیا این فناوری بتواند قابل صدور به ایران باشد. وقتی این موارد با مشكلات مالی ایران تركیب شوند باعث می‌گردند كه هرگونه معامله عمده چین با ایران تبدیل به ابهام مستمر شود به‌ویژه اینكه اگر چین به واردكننده عمده فناوری هسته‌ای از آمریكا تبدیل شود.
 
ایران با این وجود هنوز می‌تواند از چین فناوری هسته‌ای بگیرد. ایران توقف همكاری هسته‌ای چین در 15 مارس 1998 را تكذیب كرده و ادعاهای چین را «تبلیغات بی‌اساس» دانسته است. نشانه‌هایی وجود دارد كه چین نیز به عرضه فولاد تحت فشار و اقلامی كه می‌توانند در فعالیت‌های متمركز هسته‌ای مورد استفاده قرار گیرند به ایران را ادامه می‌دهد.
 
معاملات روسیه با ایران در خصوص رآكتور
 

ایران ابتدا در نیمه دهه 1980 بدنبال دریافت رآكتورهای هسته‌ای از روسیه بود لذا از آن زمان مذاكراتی را با روسیه انجام داده است. گزارشات نشان می‌دهند كه روسیه در اواخر دهه 1980 یك قرارداد برای فروش دو رآكتور هسته‌ای به ایران امضا نموده است، اگرچه وجود چنین رآكتورهایی علنی نشدند و ظاهرا هیچ اقدام محسوسی در این ارتباط مورد پیگیری قرار نگرفت. گزارش سازمان انرژی اتمی ایران نشان می‌دهد كه معامله فوق احتمالا منتفی شده زیرا ایران یك سایت در گرگان را پیشنهاد كرده بود كه دوام و ثبات مناسبی نداشت و لذا تصمیم گرفته شده بود بدون هماهنگی لازم آن را به بوشهر منتقل كنند. به‌هرحال مذاكرات ایران با روسیه از سرگرفته شد و موفقیت‌های بیشتری نیز كسب كرد. ایران در 20 نوامبر 1994 اعلام كرد كه روسیه با معامله 780 میلیون دلاری برای تكمیل یك رآكتور در بوشهر كه شركت‌های آلمانی احداث آن را در زمان شاه آغاز كرده بودند موافقت كرده است. ایران این موافقتنامه را با روسیه در 8 ژانویه 1995 امضا نمود و در زمان امضا ارزش معامله به 850 میلیون دلار افزایش یافت.
 
تأسیسات هسته‌ای در بوشهر حدودا در 730 مایلی جنوب تهران قرار دارد و از شهر بوشهر 15 مایل فاصله دارد. این تأسیسات شامل دو رآكتور هسته‌ای 1200 مگاواتی ناتمام می‌شود كه شركت آلمانی زیمنس ساخت آن را در سال 1976 آغاز كرده بود.
 
اگرچه روند ساخت این دو رآكتور در سال 1979 با سقوط شاه متوقف شد ولی ایران آنها را فعال نگه ‌داشت و حدود 300 تا 400 ایرانی معمولا در آن زندگی كردند و از آن زمان تا زمان موافقت روسیه برای فروش یك رآكتور به ایران حفاظت كردند. ایران حدود 6 میلیارد دلار با زمان سقوط شاه این دو رآكتور نموده بود. ساخت ساختمانهای اصلی و شناورهای فولادی یكی از رآكتورها در بوشهر با زمان سقوط شاه به میزان 85% تكمیل شده بود و ساخت رآكتور دیگر تقریبا تمام شده بود. تسهیلات موجود در این محل می‌تواند حدود دو هزار نفر از شاغلین را اسكان دهد و توانایی افزایش 2000 نفر دیگر نیز وجود دارد. لذا روسیه توانست سریعا حدود 150 متخصص را بعد از امضای موافقتنامه با ایران جهت تكمیل آن بكار گیرد. روسیه ارسال لوازم و تجهیزات را در سال 1996 آغاز كرد و اعلام نمود كه در نظر دارد حداكثر دو هزار نفر روسی را بكار گیرد و به حدود 500 متخصص ایرانی آموزش دهد.
 
روسیه طبق موافقتنامه موجود اساسا می‌بایست امور مربوط به رآكتور اول را تا قبل از سال 2000 به پایان می‌رساند. به‌هرحال تاریخ تكمیل و هزینه موافقتنامه بستگی به این داشت كه روسیه از تجهیزات موجود استفاده مطلوب می‌كرد یا اینكه ازطرح رآكتور خودش بنام 1000 ـ  
VVERبرای تكمیل آن استفاده می‌كرد.
 
تجهیزات دو رآكتور فوق در خلال جنگ ایران و عراق تخریب شده بودند و رآكتور روسیه سپتامبر
VER با رآكتور 1300 مگاواتی زیمنس تفاوت داشت. مضافا اینكه شركت زیمنس هنوز خود رآكتورها و مولدهای بخار كه برای توربین‌ها بخار تولید می‌كردند را نصب نكرده بود. كارشناسان و متخصصان روسی دو رآكتور را در سپتامبر 1994 مورد بازرسی قرار داده و به این نتیجه رسیدند كه خرابی‌های موجود گسترده است و لذا فقدان اسناد فنی آلمانی می‌تواند به كار آنها لطمه و ضرر بزند. لذا استنباط نهایی آنان این بود كه تغییر طرح قدیمی رآكتورها كه مربوط به دهه 1970 است و طراحی جدید برای ساختمانها برای استفاده از رآكتور روسی با ظرفیت هزار مگاوات بنام 1000 ـ  VVER كه از آب برای خنك‌سازی آن استفاده می‌شد ضروری است.
 
نتیجه اینكه روسیه بهترین آمادگی را دارد تا ضمن استفاده از برخی ساختمانها و تأسیسات باقیمانده و كنترل تجهیزات و براه‌اندازی كامل رآكتور كه احتمالا بخاطر كندی كار حداقل تا سال 2005 بطول خواهد انجامید را انجام دهد، اگرچه آقای رضا امراللهی رییس سازمان انرژی اتمی ایران هنوز در جولای 1997 ادعا می‌كرد كه رآكتور مزبور در سال 2000 فعال خواهد شد. تلاش‌های قبلی روسیه برای صدور طرح‌های رآكتور منجر به تاخیرهای مهم و افزایش هزینه شد و البته در قالب تعارفات و در گفتگوها اعلام كرده بود كه تجهیزات طراحی شده برای دو رآكتور فوق كه ساخت آلمان و كاملا متفاوت با فناوری روسیه بودند استفاده خواهد كرد.
 
آقای آناتولی ژیلینسكی در 18 مارس 1996 كه رییس دفتر
Zarubezhatomenergostory بود طبق گزارشات تهیه شده گفته بود مجتمع بوشهر طبق برنامه و حدود سال بعد از امضای توافق همكاری هسته‌ای در ژانویه 1995 كه بین روسیه و ایران منعقد شده بود تكمیل خواهد شد. وی همچنین گفت كه طرف‌های فعی توافق همكاری مزبور كه ایرانی بودند بمدت یكسال برای آماده‌سازی تجهیزات موحود در بوشهر فعالیت خواهند داشت و بعد از آن متخصصین روسیه امور را بعهده خواهند گرفت. وی افزود كه مشكل كلیدی برای اجرای برنامه بازسازی رآكتورها، اسناد فنی تجهیزات ساخت آلمان نصب شده در بوشهر بود كه در دسترس نبودند و اینكه روسیه در صورت عدم توانایی ایران برای تهیه اسناد مزبور كه آلمان نیز مایل به ارائه آنها نبود می‌باید تجهیزات جدیدی جایگزین تجهیزات آلمانی می‌نمود. آقای ژیلینسكی ادامه داد كه ساخت یك نیروگاه جدید آسانتر است ولی ایران اصرار داشت همان نیروگاه قبلی تكمیل شود.
 
گزارشات دیگری نیز وجود دارد كه حاكی از مشكلات و تاخیرهای دیگری است. طبق گزارشات موجود ایران نسبت به این واقعیت كه برخی از افراد روسی كه بخش سرمایه‌گذاری بانكی پروژه فعالیت داشتند یهودی بودند معترض بود. به نظر می‌رسد مشكلات پیش‌بینی نشده‌ای در خصوص آسیب‌پذیری نیروگاه در برابر زلزله وجود داشت كه می‌توانست پیشرفت كار بمدت یكسال به تعویق اندازد و اینكه آیا ایران و روسیه شیوه‌ای كار‌آمد برای انتقال پرداخت‌ها و اندازه‌گیری پیشرفت بكار گرفته باشند یا خیر بسیار نامشخص است. همچنین یك اختلاف نظر و اصطكاك بین نیروهای كاری ایرانی و روسی در بوشهر وجود داشت و نیروهای كاری روسی در رابطه با تهیه روادید و داشتن مسكن و شرایط كاری خوب در محل رآكتور با مشكلاتی مواجه بودند.
 
ایالات متحده آمریكا سعی كرد از طریق تشویق اوكراین برای منع كردن شركت دولتی خود بنام
AOA Turboa Tom از عرضه توربین‌ها به نیروگاه بوشهر مشكلاتی را برای ایران ایجاد كند. آمریكا و اوكراین در 6 مارس 1998 پیش‌نویس توافقی را به امضا رساندند كه به شركت‌های آمریكایی اجازه می‌داد با مجتمع‌های نیروگاه هسته‌ای اوكراین همكاری كند و این توافق زمانی به امضا رسید كه اوكراین متعهد شد فناوری هسته‌ای به ایران عرضه نكند. اوكراین بموجب این تعهد می‌باید از قرارداد 45میلیون دلاری خود برای عرضه توربین به ایران صرفنظر كند اما در مقابل موفق شد موافقت شركت‌های آمریكایی برای احیای مجتمع‌های نیروی هسته‌ای كه توسط شوروی به اوكراین عرضه شده بود و شدیدا نیاز به بازسازی داشت فعالیت كند و ارزش همكاری‌های شركت‌های امریكایی با اوكراین حدود 2/1 میلیارد دلار بود.
 
موثر بودن تلاش‌های آمریكا برای ایجاد اختلال در فعالیت‌های هسته‌ای ایران قابل تردید است. ایران بسیاری از طرف‌های ایرانی فرعی قرارداد از پروژه‌هایی كه روس‌ها در اختیار گرفته بودند را در تاریخ 2 فوریه 1998 خارج كرد. هدف ایران از این اقدام تلاش برای رفع تاخیرها و نیز مشكلات كیفی بود كه در كار نیروهای ایرانی مشاركت‌كننده در قرارداد وجود داشت و نیز اینكه كنترل بیشتری در اختیار گروه روسی در خصوص اداره كل پروژه قرار گیرد. ایرانی‌ها اساسا پیشنهاد كردند یك سالن رآكتوری ساخته شود لذا تاخیرهای ناشی از آن بسیار جدی بود به‌ویژه اینكه فقط پنج ماه از 25 ماه منظور شده برای تكمیل بازسازی گذشته بود و بیست ماه دیگر باقیمانده بود. گزارش شده كه ایران در نوامبر 1998 خواستار تسریع در ساخت مجتمع نیروگاه هسته‌ای بوشهر شده بود و می‌خواست زودتر از نیمه مه 2003 كه طبق برنامه تهیه شده زمان اتمام عملیات اعلام شده بود به پایان رسد.آقای یوگمن آدم‌اف وزیر انرژی اتمی روسیه در خلال دیدارش از ایران تأكید كرد كه روسیه ساخت مجتمع نیروگاه اتمی بوشهر را با استفاده از رآكتور
VVER-1000 و علی‌رغم مخالفت آمریكا و اسراییل ادامه خواهد داد.
 
ایران در فوریه 1999 با خرید توربین‌ها از یك كارخانه روسی در سن‌پترزبورگ موافقت كرد و هزینه قراردادهایش با روس‌ها تا میزان قابل‌توجهی افزایش داد كه بالغ بر 850 میلیون دلار می‌شد و قبلا درباره آن توافق شده بود. منابع روسی نیز گزارش می‌دهند كه ایران جریان پرداخت‌های خودش را افزایش داده است. خبرگزاری ایتارتاس در آن زمان گزارش داد كه شركت
Izhorskye Zavody در سن‌پترزبورگ تولید تجهیزات برای مجتمع هسته‌ای بوشهر را آغاز كرده است و دستور ساخت را در دسامبر 1988 توسط Atomstroyeksport صادر شده و اولین پرداخت آن نیز توسط ایران انجام شده است. آقای نیكولای دومیچف سخنگوی شركت Izhorskye zavody گفت كه تجهیزات مربوط به بخش اصلی رآكتور اواخر سال 2001 به ایران تحویل خواهد شد و افزود كه تحریم‌های آمریكا علیه نهادهای روسی هیچ اثری بر اجرای پروژه نداشته است. در واقع تصمیم گرفته شده بود كه طبق تقاضای ایران روند كار تسریع شود. جایگاه رآكتور، جایگاه تولید بخار و كلاهك جایگاه رآكتور و تجهیزات داخلی جایگاه در سن‌پترزبورگ مونتاژ خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود متخصصین شركت Izhorskye zavody برای نصب تجهیزات در مجتمع بوشهر مشاركت داشته باشند. مدیران ارشد تأسیسات بوشهر معتقدند كه دلیلی وجود ندارد كه ایران خودش را فقط با استفاده از رآكتور 1000MW در بوشهر محدود كند. پروتكل‌های بین دولتی در خصوص ارائه بخش‌های رآكتور VVER-610 به ایران امضا شده‌اند.
 
به نظر می‌رسد ایران حمایت‌ها و كمك‌های آموزش را از روسیه دریافت نموده باشد. سازمان انرژی اتمی ایران در ژانویه 1999 برای بكارگیری مهندسان جهت دریافت آموزش در روسیه در رابطه با مجتمع نیروی هسته‌ای بوشهر آگهی انتشار داد. در بیانه آگهی اعلام شده بود به 225 مهندس نیاز است و این مهندسان باید در خصوص فیزیك، فیزك هسته‌ای، مهندسی مكانیك یا علم رایانه‌ای تجربه داشته باشند. همچنین افراد متقاضی باید تبعه ایران باشند و افراد منتخب بعد از گذراندن یك دوره كوتاه آموزش در ایران به روسیه فرستاده خواهند شد. وزارت انرژی اتمی روسیه در فوریه 1999 گزارش داد كه طبق برنامه تهیه شده 30 متخصص ایرانی در اوایل فوریه 1999 جهت آموزش دیدن در خصوص اداره مجتمع نیروگاه هسته‌ای بوشهر به مسكو وارد خواهند شد. قرار بود كه افراد فوق در یك مركز آموزش در مجتمع نیروگاه هسته‌ای
novovorenzh آموزش ببینند. این مركز آموزش برای مدرن‌سازی تجهیزات خود از ژاپن كمك گرفته بود. طبق مفاد قرارداد روسیه و ایران كه در سال 1995 امضا شد چند صد ایرانی می‌باید در روسیه آموزش می‌دیدند، و وزیر انرژی اتمی روسیه آقای یوگمن آدم‌اف گفت كه مجتمع بوشهر تا سال‌های 2000 و 2001 از كاركنان موردنیاز بهره‌مند خواهد شد. گزارش شده كه یك هزار روسی در مجتمع هسته‌ای بوشهر كار می‌كند و اولین واحد از مجتمع به میزان 30 تا 40 درصد تكمیل شده است.
 
علی‌رغم مشكلاتی برای بازپرداخت وام‌های خارجی و اوضاع بی‌ثبات در درآمدهای نفتی خود، به نظر می‌رسد ایران عمیقا‌ مصمم به تكمیل پروژه بوشهر است.
 
برنامه‌های بلندمدت رآكتور
 
خرید خدمات روسی همچنین می‌تواند ثابت كند كه اولین گام از تلاش بسیار بسیار بلندپروازانه ایران است. منابع متعدد همچنین نشان می‌دهند كه ایران به دنبال خرید دو رآكتور نیروگاهی روسی به نام‌های
V-213 و VVER 440 و یك رآكتور تحقیقاتی بزرگ دیگر است و یا اینكه قصد دارد مجموعا 5 رآكتور بزرگ 1300 مگاواتی خریداری كند.حداقل یكی از گفته‌های آقای رضا امراللهی نشان داد كه ایران مالا قصد دارد 20 مجتمع نیروگاه هسته‌ای بسازد، اگرچه وی بعدا بیان كرد كه از نظراتش سوءبرداشت شده است. وی افزود كه ایران پیش‌بینی می‌كند كه 5% از نیروی برق خودش را تا قبل از سال 2000 از مجتمع‌های نیروگاههای هسته‌ای كسب كند. سخنگوی وزارت انرژی اتمی روسیه آقای گئورگی كاروف طی سخنانی علنی در 6 مارس 1998 گفت كه روسیه قصد دارد رآكتورهای فوق را علی‌رغم فشارهای مخالفت‌آمیز آمریكا به ایران بفروشد.متخصصین آمریكایی معتقدند كه ایران اینك به دنبال خرید چهار یا پنج رآكتور آبی سبك از روسیه است كه شامل دو رآكتور هزار مگاواتی و دو رآكتور 463 مگاواتی (به ارزش 5 میلیارد دلار) می‌شود. این رآكتورها می‌توانند برای تولید مقادیر مهمی از مواد هسته‌ای (Fissile) برای سلاح‌های هسته‌ای مورد استفاده قرار گیرند. آنان همچنین معتقدند كه ایران به طور مبالغه‌آمیزی به دنبال خرید اورانیوم غنی شده سطح بالا و یا مواد هسته‌ای از اتحاد شوروی سابق و نیز خرید خدمات طراحان سلاح‌های هسته‌ای شوروی است.
 
تحولات اخیر در ایران استنتاج‌های فوق را تأیید می‌كنند.
 

رییس جمهور خاتمی آقای غلامرضا آقازاده را به جای آقای امراللهی به‌ عنوان رییس سازمان انرژی ایران منصوب كرد و وی بعد از مدت كمی كه از انتصابش می‌گذشت بر تعهد ایران جهت پیگیری و تكمیل برنامه گسترده نیروی هسته‌ای كشورش مجددا تأكید كرد. آقای رضا امراللهی در تاریخ 3 اكتبر 1997 به‌عنوان رییس سازمان انرژی اتمی ایران در ملاقات خودش با آقای هانس بلیكس رییس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) خاطرنشان كرد كه ایران در نظر دارد در نهایت 20 درصد از نیازهای خود به نیروی برق را از واحدهای هسته‌ای تأمین كند. معنای این صحبت این بود كه دومین واحد تولید برق هزار مگاواتی به اولین واحد هزارمگاواتی در بوشهر افزوده خواهد شد. وی تأكید كرد كه ایران برای خرید دو رآكتور 440 مگاواتی دیگر به روسیه نزدیك شد و می‌خواست جمعا شش رآكتور داشته باشد و البته ایران هنوز به دنبال خرید دو رآكتور هسته‌ای دیگر با قدرت 300 مگاواتی از چین بود. روسیه در مناسبت‌ها و موفقیت‌های متعدد اخیر نشان داده كه همكاری هسته‌ای را با ایران ادامه خواهد داد، اگرچه قبلا مكررا عرضه فناوری به ایران كه قابلیت استفاده در تهیه سلاح‌های هسته‌ای دارند را تكذیب كرده بود.آقای یوگمن آدم‌اف وزیر انرژی اتمی روسیه در نوامبر 1998 در خلال دیدارش از ایران تأكید كرد كه ایران از روسیه خواسته است كه سه رآكتور دیگر با قدرت‌ هزار مگاواتی در ایران بسازد. وی گفت ارزش این قرارداد اگر به امضا می‌رسید بالغ بر 2 تا 3 میلیارد دلار بود. آقای ویكتور میخائیلوف معاون اول وزیر انرژی اتمی روسیه در 30 نوامبر 1998 سابقه همكاری با ایران در زمینه صنعت هسته‌ای را مورد بحث قرار داد و به سؤالات مطروحه در یك كنفرانس مطبوعاتی كه در خصوص قراردادهای هسته‌ای و موشكی بین روسیه و ایران در مؤسسه مطبوعات ملی روسیه برگزار شد پاسخ داد.
 
وی گفت معتقد است كه تكمیل ساخت مجتمع هسته‌ای بوشهر مهم است و همكاری با ایران برای روسیه از دو جنبه سیاسی و اقتصادی اهمیت دارد. او افزود كه روسیه در سال‌های 1992 تا 1997 یك معدن اورانیوم با تولید سالانه 100 تا 200
MT را طراحی كرده است و اینك ایران در خصوص تهیه اورانیوم و غنی‌سازی ایزوتوپ از روسیه طلب كمك می‌كند.
 
آقای آدم‌اف در 20 ژانویه 1999 در جلسه‌ای با نمایندگان حزب
Yabloko گفت كه ایالات متحده هیچ‌گونه سندی مبنی بر نقض موافقتنامه‌های بین‌المللی توسط شركت‌ها هسته‌ای روسیه طی یك سال و نیم اخیر عرضه ننموده لذا خدمات ویژه روسیه ضمن همكاری نزدیك و نظارت روزانه سازمآنهایی كه در رابطه با فناوری هسته‌ای كار می‌كنند انجام شده است. آقای آدم‌اف مجددا تأكید كرد كه روسیه مایل نیست كشورهای همسایه‌اش به سلاح‌های هسته‌ای دست یابند و اظهار امیدواری نمود كه اختلاف ها و نزاع‌ها در خصوص ایران بر گفت‌وگوهای سازنده minatom با وزارت انرژی روسیه اثر منفی نخواهد داشت. آقای آدم‌اف در مارس 1999 مجددا اظهار داشت كه روسیه همكاری نزدیك هسته‌ای با ایران را ادامه خواهد داد و از ساخت رآكتورهای هسته‌ای در بوشهر حمایت می‌كند.
 
آقای ایگور سرگئی اف وزیر دفاع روسیه در اوایل ژانویه 2000 با دبیر شورای امنیت ایران آقای حسن روحانی دیدار كرد و تعهد روسیه برای همكاری با ایران جهت توسعه توانایی‌های نظامی و فنی ایران را اعلام كرد. وی بیان كرد كه «روسیه در نظر دارد پویایی روابط دوجانبه خودش با ایران در زمینه‌های نظامی، نظامی ـ فنی، علمی فنی و انرژی را حفظ كند» آقای ایگور ایوانف وزیر خارجه روسیه نیز در دیدار فوق سخنانی با همین مضمون بیان داشت و آقای ایلباركبانوف معاون نخست‌وزیر روسیه قرارداد احتمالی بین روسیه و ایران را اعلام كرد كه بموجب آن سه رآكتور هسته‌ای دیگر به ایران فروخته خواهد شد. طبق گزارشاتی دیگر كمیسیون دولتی روسیه برای امور نظامی صنعتی كه تحت ریاست آقای ولادیمیر پوتین نخست‌وزیر كفیل ریاست جمهوری قراردارد در 14 ژانویه 2000 تصمیم گرفت سه رآكتور برای ایستگاه نیروی هسته‌ای بوشهر بسازد. آقای ایلیا كبالوف معاون نخست وزیر روسیه گفت كه قرارداد جدد با ایران مرتبط با عرضه سخت‌افزارهای نظامی به ایران نیست و طی این قرارداد با رعایت همه مقررات بین‌المللی سه رآكتور دیگر برای ایران ساخته خواهد شد.


بیولوژی مولکولی در تصویر‌برداری پزشکی

Molecular Imaging
بیولوژی مولکولی در تصویر‌برداری پزشکی
با گشودن رموز ژنوم (مجموعه‌ای از ژنهای سلولهای جنسی) انسانی و با دانستن مراحل پاتولوژیکی در سطح مولکولی – (در راستای پیشرفتهای تکنولوژی) – تصویربرداری با روش تشخیص بیولوژیکی مولکولی ایجاد خواهد شد. به تصویربرداریهای پزشکی که از تکنیکهای بیولوژیکی مولکولی بدست آمده از آزمایشگهاههای تشخیص استفاده می‌کنند، تصویربرداری مولکولی گفته می‌شود.
تصویربرداری مولکولی در تحقیقات برای تسهیل آزمایشات عملکرد متابولیک الگوهای تظاهرات ژنی یا پرسشهای فارماکولوژیکی در ارگانهای زنده بکار برده می‌شود.

در تشخیص پزشکی روش تصویربرداری پزشکی راه را برای رسیدن به یک پیشرفت مهم در زمینه شناخت بیماریهای وابسته مولکولی هموار می‌کند. از آن زمان تا به حال همیشه تغییرات در سطح مولکولی بر بازسازی آناتومیکی در تصویربرداری‌های کانورژنال (مرسوم) پیش است و روشهای تصویربرداری بیولوژیکی مولکولی قادر به تشخیص سریعتر مرحله یک بیماری است.
در این مقالهdriving forces (نیروهای محرک) تصویربرداری مولکولی مختصراً شرح داده می‌شود و یک تأثیر از پتانسیل این روشها را بیان می‌کند.
• 
تصویربرداری مولکولی چیست؟
تصویربرداری مولکولی را می‌توان هنگام اندازه‌گیریin vivo و توصیف مراحل بیولوژیکی در سطح سلولی مولکولی تعریف کرد. در مقایسه با روش تصویربرداری تشخیصی کانورژنال این روش ابنرمالی‌های مولکولی مهم را که در زمینه بیماری قرار دارد را به جای نشان دادن تأثیر یا شناسایی آناتومیکی تغییر ملکولی نشان می‌دهد. اصولاً تصویربرداری مولکولی بر تکنیکهای بیولوژیکی (مولکولی) بنیادی یکسان که دهه‌ها در تشخیص‌هایinvitro استفاده می‌شود، بنا شده است. به خصوص تکنولوژیهای آنتی بادی و پپتید شیمیایی. پارامترهای سلولی آشکار شده همانند گیرنده‌ای(receptor) سطح سلول و فعالیتهای آنزیمی همچنین می‌توانند یکسان باشند.
بنابراین جنبه‌های توکسیکولوژی یاسدهای انتقال آناتومیکی مانندسدعروقی مغزیBBB)       ( در تشخیص‌های آزمایشگاهی اهمیت ندارند، سازگاری زیستی و انتقال مستقیم به بخش هدف یا سلول هدف از فاکتورهای قطعی بر موفقیت کلینیکی یک عامل کنتراست (بیولوژیکی مولکولی) هستند.
عناصر کلیدی زیر برای تصویربرداری مولکولی مورد نیاز است:
i. 
عامل کنتراست طراحی شده برای نشان دادن مولکول خواسته شده. ( برای مهمترین قسمت ماکرومولکولهای بیولوژیکی وجود دارد.)
ii. 
یک مکانیسم تقویت کننده
iii. 
و یک وسیله تصویربرداری مناسب
برای آشکار ساختن تومورها از عامل کنتراست استفاده می‌شود. به عنوان مثال: آنتی‌بادیهایی که به طور انتخابی، باسطح نشاندار یک سلول بدخیم باند می‌شوند. در این موارد، استفاده از مشتقات آنتی‌بادی ساخته شده ژنتیکی در مقایسه با آنتی‌بادیهای طبیعی ترجیح دارد که مقاومت(tolerance)و فارماکوکنیتک را بهبود بخشیده است.
اگر عامل کنتراست با یک نشانگر مانند رادیونوکلئیدها و رنگ‌های فلورسنت برای به تصویر کشیدن همراه شود،  می‌توان مستقیماً با یک آشکارساز خوب و مناسب تصویر را ثبت کرد. از زمانی که مجموعة مولکولهای هدف تنها در محدوده پیکومولار تا نانومولار قرار می‌گیرد، غالباً روشهای تصویربرداری پزشکی هسته‌ای مناسب هستند. در روشهای تصویربرداری با حساسیت پایین مانندMRI باید از مکانیسم‌های تقویت سیگنال اضافی استفاده شود. چنین مکانیسم‌هایی بر روی حیوانات آزمایش شده و در کتابها توضیح داده شده‌اند. اصولاً این مکانیسم‌ها شامل ژن‌تراپی (ژن‌درمانی) می‌شود که روشهایی هستند که بر اساس عملکرد   DNAخارجی هستند.

• نیروهای هدایت کننده (محرک) تصویربرداری مولکولیdriving forces
تکنولوژی اطلاعات، میکروالکترون‌ها و ارزش بهینه‌سازی شدیداً تصویربرداری پزشکی را متأثر می‌کند. هدایتگرهای خاص تصویربرداری مولکولی شامل تحقیق علوم زیستی پایه می‌شود که تحقیق و توسعه فارماکولوژی (داروشناسی) و مفهوم ترانوسیتکtheranostic و ژن‌درمانی است. این فاکتورها در جزئیات مهم‌تر آنچه دنبال می‌گردد، آزمایش خواهد شد.
• 
تصویربرداری مولکولی در تحقیق علوم زیستی پایه و توسعه داروسازی
تحقیق و توسعه فارماکولوژیکی بر تحقیقات پرخطر و پر هزینه بنا شده است. میزان موفقیت اسکرینیگ مرکب پیش کلینیکی  کمتر از 10% است. 90% داروهای انتخابی دیگر در طول آزمایشات انسانی بعد کلینیکی رد می‌شود.
برای آزمایشات اولیه بر روی انسانها که به طور متوسط برای هر داروی تصویب شده جدید 500 میلیون دلار را در بر می‌گیرد، هزینه ایجاد می‌گردد. در نتیجه افزایش تقاضا برای تحقیق در زمینه طرحهای تحقیقاتی آینده ژنوم انسانی، قیمتها حتی بالاتر خواهند رفت.
طبق مطالعات برنامه‌ریزی شدةMckinsey پیش‌بینی شده که هزینه (بودجه)D وR یک شرکت داروسازی بزرگ معروف دو برابر می‌شود یعنی از 6/1 بیلیون دلار به 2/3 بیلیون دلار تا سال 2005 می‌رسد. در واقع فشارهای قیمت نسبتاً زیاد به مجوز مدت مصرف دارو و رقابت بین تولیدکننده‌های داروهای ژنریک بستگی دارد.
مطابقMckinsey نوآوریهای تکنولوژی ممکن است بتوانند که قیمتهای  Dو Rرا تا 6/2 بیلیون دلار در سال 2005 محدود کنند. در حال حاضر مهمترین امکان پیشرفت که بررسی شده، افزایشthroughput آزمایشات مرکب زودرس به طریق
HTS (high throughput screeing)
است.
وقتی که داروهای مشتق شده از ژنوم انسانی کشف نشده‌اند، اهمیت اعتبار داروهای بیولوژیکی در آینده افزایش خواهند یافت. آخرین برآوردها یک مجموعه‌ای از 30000 ژن انسانی را که برای 100 هزار بیمار شناسایی شده را فرض می‌کند. بیشتر از یک دهم بیماران برای اهداف داروهای پتانسیل بررسی شدند. (تنها 500 نوع آن بوسیله داروهای اخیر در بازار شناخته شده است.)
هر پروتئین در ارگانیسم بین 5 تا 50 عملکرد متفاوت دارد. در نتیجه این عملکردهای متعدد و بر همکنش‌ها، شیوه عمل بسیار رایج که بر ژنهای منفرد یا پروتئین‌ها متمرکز شده است برای بهبود درک بیشتر مراحل پاتولوژیک و احتمال ترمیم‌شان از طریق دارودرمانی مناسب نیست.
کاملاً واضح است که تأثیر داروها در یک سیستم مرکب که ممکن است خودشان را در تأثیر لبه نشان دهند، نمی‌توانند در روشهایin vitro تحقیق مورد استفاده قرار گیرند. از آنجا که هدف افزایش میزان موفقیت کلینیکی است لازم است که قبل از آن داروهای انتخاب شده بر روی یک سلول زنده بی‌نقص آزمایش شود و سپس بر روی انسان مورد بررسی قرار بگیرد.
امروزه برای تحقیق در مورد روشهای متابولیکی سلولی مرکب، اغلب سلولها را از بافت جدا می‌کنند و سپس در محیطin vitro در فلاسک‌های رشد پرورش داده می‌شود.
میزان محدودیتهای سیستم‌های مصنوعی از زمانی بیشتر آشکار می‌شود که سلولهای توسعه یافته با شرایط محیطی تغییر یافته و میزان سهم موجود زنده منطبق گردد. در نتیجه آزمایشهای حیوانی به بسیاری از سئوالات داروسازی پاسخ نخواهد داد و همچنین اهمیت آن زمانی بیشتر خواهد شده که نگرانی‌های اخلاقی وجود دارند.
مدلهای حیوانی کوچک هم‌اکنون یک ابزار تحقیق اساسی برای درمانهای جدید معتبر بیولوژیکی را تشکیل می‌دهند. بنابراین در تحقیقات پایه، مدلهای حیوانی کوچک همانند موشهای از پا درآمده (موشهایی که یک ژن خاص آنها برانگیخته شده است.) لازم است. اگرچه مدلهای حیوانی کوچک هنوز کاملاً از تشخیص دور هستند. مهمترین محدودیت بافت ملکولی که آنالیز شده این است که تنها در حیوانات زنده در یک حساسیت محدود شده ممکن است.
بعنوان مثال، قادر است که اندازه‌های کینتیک (جنبشی) عملکرد یک دارو را با چندین مقدار اندازه در بیشتر از یک محدوده زمانی خاص بدست آورد، یک تعداد مشابهی از حیوانها باید در پروتکل آزمایشی خاصی درمان شوند. پس از ان حیوانات آزمایشگاهی باید به طور متوالی کشته شوند. در بسیاری از موارد این عمل مطابق یک آنالیزمولکولی با تمام جزئیات انجام می‌شود. قیمت چنین آزمایشهایی چندان ناچیز نیستند چون موشهای طراحی شده ژنتیکی بسیار گران قیمت هستند.
به علاوه قابلیت تولید و به موجب آن اهمیت آماری یک سری آزمایشان می‌تواد با تفاوتهای فردی و درونی سازش یابد. در این مورد، تکنیک‌هایin vitro می‌توانند با امکان آنالیزهای ملکولی تکرار شونده یک حیوان منفرد راه حلی فراهم کنند.
در نتیجه تصویربرداری مولکولی با حیوانات کوچک زمانی که با کنترل قیمتهای مربوط به توسعه‌های پیش‌کلینیکی همراه شود می‌تواند به طور اساسی بازده اعتبار بیولوژیکی داروهای انتخابی را بهبود بخشد.
نقش تصویربرداری مولکولی در فرضیه ترانوستیک
ترانوستیک هنگامی که رابطه بسیار نزدیکی بین تشخیص و درمان وجود دارد معنی می‌شود. هدف ترانوستیک توانایی انجام درمان مناسب برای بیماران خاص در یک زمان صحیح است.
به طور معمول پزشکان تجربی یک بیماری را از روی علائم و نشانه‌های بیمار تشخیص می‌دهند و درمان اختصاصی را شروع می‌کنند. گاهی تست‌های آزمایشگاهی و روش تصویربرداری بکار گرفته می‌شوند، زمانی درمان را موفق می‌دانند که علائم کمی بعد از دوره درمان ناپدید شود. مدافعان فرضیه ترانوستیک تبدیل سیستم سلامتی را از درمان بیماریها به مراقبتها و خدمات سلامتی پیش‌بینی می‌کنند. اساس این دیدگاه حفظ سلامتی است. با فهمیدن این فرضیه که ثبت مراقبتها را در وضعیت سلامتی بیان می‌کند. تشخیص‌های جامعی بدست خواهد آمد که ترجیحاً درمرحله بدون علامت صورت می‌گیرد. برای تعیین پیشگیری‌های ژنتیکی تنها روش‌های in vitro(آزمایشگاهی) مانند تکنیک چیپDNA بکار خواهد رفت.
اهمیت نقش تصویربرداری در تشخیص‌های زودرس حفظ خواهد شد و توسعه خواهد یافت. از زمانی که تصویربرداری مولکولی قادر به نشان دادن تغییرات در سطح مولکولی است، تشخیص می‌تواند در مرحله اولیه دوره یک بیماری انجام شود، حتی قبل از اینکه تغییرات مولکولی در شکل ساختار آناتومیکی آشکار شوند. به عنوان مثال، استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری بیولوژیکی مولکولی امکان تشخیص پاتولوژی‌های تومور را بیشتر از 7 سال زودتر از روشهای رایج فراهم می‌کند.

به علاوه برنامه درمان و مونیتورینگ درمان در بهبود بیمار مطابق فرضیه ترانوستیک اهمیت بیشتری دارد. اکنون تصویربرداری مولکولی به طور شایعی برای طرحهای درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. که به طور کامل در شکل (1) به منظور رادیوتراپی شرح داده شده است. SPECT/ MRI/ CTتصویر ترکیبی موقعیت و توزیع فضایی فعالیت متابولیکی یک تومور پروستات را برای محاسبه توزیع دوز تابشی نشان می‌دهد. شکل (2) نشان می‌دهد که چطور تصویربرداریdual PET/CT می‌تواند برای مونیتورینگ درمانی بکار رود.
تصویر یک بیمار 74 ساله را بدون لمیفوماهوجکین قبل و بعد شیمی‌درمانی را نشان می‌دهد. از بین رفتن تومور کاملاً آشکار است. در این مثال از فسفر 18 نشاندار شده با دی‌اکسید گلوکز به عنوان یک ماده کنتراست برای نشان دادن شرایط متابولیکی تومور استفاده می‌شود.
زوال بدخیمی بوسیله یک مارکر غیر مستقیم بر اساس تغییرات توازن انرژی سلولهای تومور تعیین می‌شود. در آزمایشات حیوانی عامل کنتراست اخیراً توسعه یافته است به طوری که مستقیماً به پیش‌نیازهای حیاتی رشد تومور پی برده‌اند. آنژیوژنز و آلوپتوز و تهاجم بافتی مورد توجه خاص هستند.
شکل (3) یک تصویر فلوروسنت را از یک مدل تومور حیوانی کوچک نزدیک باند طول موج مادون قرمز نشان می‌دهد. در تومور پستانی انسانی را با تهاجم بافتی مختلف به موش پیوند می‌زنند.
بر طبق متفاوت بودن مقدار تهاجم به موش یک عامل کنتراست فلورسنتی توموری خاص در شرایط غیرفعال تزریق می‌شود. عامل کنتراست درتوموری که تهاجم بیشتری یافته است بوسیله یک آنزیم، یک پروتئاز که رشد تومور را با درگیر کردن اطراف بافت سالم تسهیل می‌کند، فعال می‌شود. عامل کنتراست را می‌توان برای آنزیمهای مختلف تهیه کرد. از زمانی که بسیاری از آنزیم‌ها به عنوان اهداف دارویی برای شیمی درمانی انسانی به کار می‌روند، پیشرفت بسیاری در زمینه طرح درمانی و مونیتورینگ درمانی ایجاد شده است. همچنین تشخیص‌های مولکولی برای انجام کلینیکی درمان اختصاصی بیش از پیش به یک داروی خاص مناسب برای یک مجموعه ژنی بیمار خاص نیاز دارد.
اکنون تعدادی از شرکتهای داروسازی فرضیه ترانوستیک را در بازارهایشان بکار می‌برند. اولین شرکتی که موجب رواج این نظریه شد شرکت فارمانتیکس بود که از وارفارین استفاده کرد. شرکت دیگری نیز به دنبال آن از روش نشاندار کردن دارو استفاده کرد. مقایسه بازارهای مشترک یا طرحهای تبلیغاتی مشترک در آینده به منظور صنعت عامل کنتراست و سازندگان وسایل قابل تصور است.
تصویربرداری مولکولی در طرح درمان و مونیتورینگ ژن درمانی
امکان مالی و تجربیات پزشکی نظریه ترانوستیک هنوز جای بحث دارد. روش آزمون و خطا آنقدر ادامه خواهد یافت تا به




مهدی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :