تبلیغات
The Medical Radiation Engineering - مطالب Biologyبیولوژی
 
The Medical Radiation Engineering
Nuclear for peace...
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
پنجشنبه 5 مرداد 1385 :: نویسنده : Amir

RBE

اثر بیولوژیکی نسبی :
مقدار یا کمیت تشعشع با اصطلاح « دوز جذبی » و واحدهای راد یا گری بیان می شود . دز مقیاسی از جذب انرژی در واحد جرم بافت است . به هر حال ،‌ دزهای یکسان انواع مختلف پرتوها ، اثر بیولوژیکی یکسان ایجاد نمی کنند . یک گری نوترون اثر بیولوژیکی بیشتری نسبت به یک گری اشعه ایکس ایجاد می کند . کلید تفاوت در الگوی واگذاری انرژی در سطح میکروسکوپی نهفته است .

برای مقایسه پرتوهای مختلف ، معمولاً اشعه ایکس به عنوان پرتوی استاندارد در نظر گرفته می شود . تعریف رسمی اثر بیولوژیکی نسبی ( RBE ) به قرار زیر است :
RBE
اشعه مورد آزمون ( r ) در مقایسه با پرتوی ایکس با نسبت/Dr 250 D تعرف می شود ؛ 250 D و Dr بترتیب دزهای مورد نیاز اشعه ایکس و پرتوی مورد آزمون برای ایجاد اثر بیولوژیکی یکسان می باشد .
برای اندازه گیری RBE پرتوی مورد آزمون ابتدا باید یک سیستم بیولوژیکی را انتخاب کرد که به کمک آن ، بررسی اثر تشعشع به طور کمی میسر شود . برای نشان دادن فرایندهای مستلزم در تعیین RBE ، مثالی را در نظر می گیریم . تصور کنید می خواهیم RBE نوترونهای سریع را در مقایسه با اشعه ایکس KV250 با استفاده از مرگ و میز جوانه های گیاه به عنوان سیستم آزمون اندازه گیری کنیم . گروههایی از گیاهان تحت تابش دزهای متفاوت اشعه ایکس و گروههای دیگری به موازات ، تحت تابش دزهای نوترون قرار می گیرند . در پایان دوره مشاهده ، محاسبه دزهایی از اشعه ایکس و نوترون که باعث مرگ نیمی از گیاهان در هر گروه شدند ، میسر می شود . این کمیت دز کشنده متوسط یا 50  LD  نام دارد ؛ تصور کنید برای اشعه ایکس 50  LD ، 6 گری ( 600 راد ) و برای نوترونها این دز 4 گری ( 400 راد ) محاسبه شود . RBE نوترون در مقایسه با اشعه ایکس به سادگی نسبت   5/1 می باشد .
بررسی RBE اگر با یک سیستم آزمایشی با محصول نهایی مشخص انجام شود ،‌ نسبتاً ساده است . در صورت انتخاب یک سیستم بیولوژیکی مانند پاسخ سلولهای جانوری در کشت ، آنگاه وضعیت پیچیده تر می شود . شکل 7-3-الف منحنیهای بقای سلولهای کشت شده را که تحت تابش دزهای مختلف اشعه ایکس از یک طرف و نوترونهای سریع از طرف دیگر قرار گرفته اند نشان می دهد . حال با استفاده از این منحنیهای بقا با نسبت دزهایی که اثر بیولوژیکی یکسان ایجاد می کنند ،‌ می توان RBE را محاسبه کرد . اگر اثر نهایی انتخاب شده برای مقایسه مقدار دزی باشد که به نسبت بقای 01/0 می انجامد ، آنگاه دز مورد نیاز نوترون 6/6 گری ( 660 راد ) خواهد بود ؛ دز اشعه ایکس برای همین نسبت بقا Gy 10 ( rad 1000 ) است . در این صورت ، RBE نسبت   یا 5/1 می باشد . به هر حال ، اگر مقایسه در حد نسبت بقای 6/0 انجام شود ، دز نوترون مورد نیاز فقط Gy 1 ( rad 100 ) است و دز اشعه ایکس برای آن Gy 3 ( rad 300 ) می باشد . RBE محاسبه شده   یا 3 خواهد بود . به دلیل برخورداری منحنیهای بقای نوترون و اشعه ایکس از شکلهای متفاوت به گونه ای که منحنی بقای اشعه ایکس دارای یک شانه اولیه و منحنی بقای نوترون فاقد شانه و تابعی نمایی از دز است ،‌ RBE نتیجه شده بستگی به سطح آسیب بیولوژیکی و بنابراین دز انتخاب شده دارد . به طول کلی ، RBE با افزایش دز کاهش می یابد و به یک مقدار محدود کننده می رسد که نسبت شیبهای اولیه منحنیهای بقای اشعه ایکس و نوترون است .
اثر بیولوژیکی نسبی و دزهای تقطیعی
می دانیم RBE پرتوهای یونساز متراکمتر همانند نوترونها ،‌ براساس مقدار دز تابش در هر جلسه متغیر است ؛ بنابراین RBE برای یک رژیم تقطیعی با نوترون بیشتر از تابش تنهاست زیرا یک روند تقطیع متشکل از تعدادی از دزهای کوچک می باشد و RBE برای دزهای کوچک بیشتر است .
شکل 7-3-ب ، یک درمان فرضی با نوترون متشکل از چهار جلسه را نشان می دهد . برای نسبت بقای 01/0 ، RBE نوترون نسبت به اشعه ایکس حدود 6/2 است . RBE برای پرتوهای مشابه در شکل 7-3-الف در همان حد بقا ، 5/1 بود زیرا تابش گیری های یکجا در یک جلسه انجام شد . این نتیجه مستقیم وجود شانه بزرگ است که از مشخصه های منحنی بقای اشعه ایکس می باشد . در هر جلسه تکرار تابش اشعه ضروری است . اندازه شانه مبین بخشی از دز تلف شده است ؛ تعداد بیشتر جلسات تابش به اتلاف دز بیشتری منجر می شود . در مقابل ، منحنی بقای نوترون فاقد شانه است یا شانه کوچکی دارد . بنابراین ، در تقطیع دز تلف شده کمی دارد . نتیجه خالص آن است که نوترونها در دزهای تقطیعی و کوچک بسیار موثرتر از اشعه ایکس عمل می کنند . البته برای تابش گیری های پیوسته با آهنگ دز کم نیز این مطلب صادق است . RBE نوترون در آهنگ دز کم بیشتر از یک تابش گیری حاد است زیرا کاهش تاثیر نوترون با آهنگ دز نسبت به پرتوهای ایکس و گاما تا حد بسیار کمتری روی می دهد . در واقع برای نوترونهای کم انرژی ، کاهش اثر ایجاد نمی شود .
اثر بیولوژیکی نسبی برای بافتها و سلولهای مختلف
حتی برای یک دز کل معین یا دز داده شده در هر جلسه با توجه به بافت یا اثر نهایی مورد مطالعه ،‌ RBE تا حد زیادی تغییر می کند . برورزه ، بارندسن و همکارانشان در هلند منحنیهای بقایی برای تعدادی از رده های سلولی متفاوت رسم کردند که تحت تابش نوترون یا اشعه ایکس قرار گرفته بودند . خلاصه نتایجشان در شکل 7-4 نشان داده شده است که مبین تفاوتهایی در حساسیت پرتوی ذاتی بین انواع مختلف سلولهاست . در این شکل منحنیهای بقا برای سلولهای بنیادین مغز استخوان موش ،‌ سلولهای لوسمی لنفوسیتی موش ،‌ سلولهای کشت شده کلیه انسان، سلولهای رابدومایوسارکومای موش صحرایی و سلولهای کریپت روده ای موش رسم شده است . این منحنیها به وضوح نشان می دهند که سلولهای مختلف طیف قابل ملاحظه ای از حساسیتهای پرتوی را نسبت به اشعه ایکس نشان می دهند . در این مطالعه از میان سلولهای بررسی شده ،‌ سلولهای بنیادین مغز استخوان حساسترین ؛ و سلولهای کریپت روده ای مقاومترین سلولها بودند ،‌ برای تابش گیری با نوترون نیز دامنه ای از حساسیتهای پرتوی وجود دارد اما تفاوت بین انواع سلولهای مختلف بسیار کمتر است . تفاوت عمده آن است که منحنیهای بقای اشعه ایکس دارای شانه اولیه بزرگ و متغیری می باشند . البته ناحیه شانه برای نوترونها ، کوچکتر و از تغییر کمتری برخوردار است . در نتیجه RBE برای هر رده سلولی متفاوت می باشد .
به طور کلی ، سلولهایی که از شانه منحنی بقای بزرگی برای اشعه ایکس برخوردارند ، قادر به تجمع مقدار زیادی از آسیبهای تشعشع زیر کشنده و ترمیم آنها می باشند ؛ بنابراین RBE های بزرگی را برای نوترون نشان می دهند . در مقابل ، سلولهایی که شانه منحنی بقایشان کوچک است ، مقادیر RBE آنها برای نوترون نیز کوچک می باشد .
سلولهای کریپت ژوژنوم موش از بزرگترین شانه منحنی بقا برای اشعه ایکس برخوردار است . این سلولها بالاترین مقدار RBE را برای نوترون نشان می دهند . از سویی دیگر ، واحدهای تشکیل دهنده کلونی در مغز استخوان با منحنی بقایی مشخص می شوند که با شانه کوچک ،‌ در صورت وجود ، به تابع نمایی دز نزدیک است . به همین سبب RBE نوترون برای این سیستم بیولوژیکی کوچک است .

 





نوع مطلب : Biologyبیولوژی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 تیر 1385 :: نویسنده : Amir

محافظت کننده های پرتوی

کشف محافظهای پرتوی
بعضی از مواد گرچه بر حساسیت پرتوی سلولها تاثیر مستقیمی ندارند اما با ایجاد انقباض عروقی یا مداخله در فرایندهای طبیعی باعث کاهش غلظت اکسیژن در اندامهای بحرانی می شوند . بنابراین کل موجود زنده دربرابر تشعشع محافظت می شود . به دلیل آنکه سلولها در شرایط هیپوکسی به اشعه ایکس حساسیت کمتری نشان می دهند ، رخداد این فرایند را نیز می توان حفاظت تلقی کرد . مثالهایی از این مواد ، سیانید سدیم ، مونوکسید کربن ، اپی نفرین ، هیستامین و سروتونین می باشد . چنین ترکیباتی به خودی خود محافظ پرتوی واقعی به حساب نمی آیند ،‌ لذا بیش از این مورد بحث واقع نمی شوند .
قابل توجه ترین گروه محافظهای پرتوی واقعی ، ترکیبات سولفید ریل می باشند . ساده ترین آنها سیستئین است ؛ یک ترکیب سولفیدریل شامل یک اسید آمینه طبیعی با فرمول زیر است :

NH2
SH – CH2 – CH
COOH
در سال 1984 ، پت دریافت اگر پیش از تابش گیری موشها مقدار زیادی سیستئین به آنها تزریق یا خورانده شود باعث محافظت موشها از آثار تابش گیری تمام بدن می شود . تقریباً در همان زمان باک و همکارانش در اروپا به طور مستقل قابلیت حفاظت سیستامین را در برابر تابش گیری تمام بدن حیوانات گزارش کردند . این ترکیب ساختمانی شبیه فرمول زیر دارد :
SH – CH2 - CH2 – NH2
در حیوانات تزریق شده با mg/kg 150 سیستامین برای ایجاد مرگ و میز به میزان مشابه با حیوانات کنترل ، به 8/1 برابر اشعه ایکس بیشتر نیاز است . این فاکتور 8/1، « فاکتور کاهش دز » DRF نام دارد که به شکل زیر تعریف می شود :
دز تشعشع در غیاب دارو / دز تشعشع در حضور دارو = DRF
مکانیزم عمل
برای یافتن محافظهای پرتوی موثر بسیاری از ترکیبات مشابه مورد آزمایش قرار گرفتند . موثرترین آنها از ترکیبات و ویژگیهای معینی برخوردارند : یک گروه آ‍زاد ( یا گروه SH فعال ) در یک طرف مولکول و یک عامل بازی قوی مانند آمین یا گوآنیدین در طرف دیگر قرار می گیرد که با زنجیره مستقیم دو یا سه اتم کربن از هم جدا می شوند . ترکیبات سولفیدریل محافظهای پرتوی موثری در مقابل پرتوهای یونساز پراکنده مانند اشعه ایکس یا گاما می باشند . مهمترین مکانیزمهایی که به واسطه وجود گروه SH- در حفاظت سلولی ایجاد می شود ، شامل موارد زیر است :
1-
جاروب رادیکال آ‍زاد که در مقابل تولید رادیکال آزاد اکسیژندار با پرتوهای یونساز یا عواملی شیمی درمانی مانند عوامل آلکیله کننده محافظت به عمل می آورد .
2-
اهدای اتم هیدروژن برای تسهیل ترمیم شیمیایی در نقاط آسیب DAN.
در فصل اول ، درمورد زنجیره وقایعی که بین جذب فوتون و آسیب بیولوژیکی نهایی روی می دهد ، توضیح داده شد . این موارد شامل تولید رادیکالهای آزاد، پیش از اندرکنش با مولکولهای حیاتی جاروب و حذف شوند ، اثر تشعشع کاهش می یابد . این فرایند در شکل 9-1 نمایش داده شده است .
اثر حفاظتی ترکیبات سولفیدریلی به موازات اثر اکسیژن صورت می گیرد ، بیشترین اثر برای پرتوهای یون ساز پراکنده ( برای مثل اشعه ایکس و گاما ) و کمترین اثر برای پرتوهای یونساز متراکم ( مانند ذرات آلفای کم انرژی ) گزارش شده است . ممکن است پیش بینی شود که بالاترین مقدار ممکن فاکتور کاهش دز با جاروب موثر رادیکالهای آزاد ، معادل نسبت افزایش اکسیژن یعنی مقدار 5/2 تا 3 باشد .
توصیف ساده مکانیزم عمل محافظهای پرتوی سولفیدریل از نظر ظاهری راضی کننده است اما کل داستان نیست ؛ زیرا محافظتهای پرتوی خاصی از این گروه ،‌ در مقابل پرتوهای یونساز متراکم ( مانند نوترون ) به میزان بیشتر از حد انتظار موثر خواهند بود . البته عوامل دیگری باید دخالت داشته باشند که به خوب شناخته نشده اند .
توسعه ترکیبات موثرتر
جای تعجب نیست کشف ترکیبی که بتواند در مقابل تشعشع حفاظت ایجاد کند، علاقه و هیجان زیادی را در ارت آمریکا ایجاد کرده باشد زیرا در سالهای اول پس از جنگ جهانی دوم هنوز خاطره هیروشیما و ناگازاکی در اذهان زنده بود . علی رغم محسوب شدن سیستئین به عنوان یک محافظ پرتوی ، این ترکیب یک ماده سمی است و در دزهایی که حفاظت ایجاد می کند باعث حالتهای تهوع و استفراغ می شود . ارتش ایالات متحده در سال 1959 به منظور بررسی ، سنتز و شناسایی داروهای قادر به ایجاد حفاظت پرتوی ، بدون ایجاد سمیت سیستئین و سیستامین برنامه گسترده ای را در موسسه والترررید شروع کرد . در این خصوص بیش از 4000 نوع ترکیب سنتز و آزمایش شد . در مرحله اول کشف مهمی صورت پذیرفت ، مبنی بر اینکه سمیت ترکیب را می توان تا حد بسیار زیادی با پوشش گروه سولفیدریل با یک گروه فسفات کاهش داد . این مساله در جدول 9-1 نشان داده شده است . دز کشنده 50 درصد ترکیب در حیوانات ، در صورت پوشش گروه SH سیستامین با فسفات تا دو برابر افزایش می یابد و در اثر حفاظتی نیز در اصطلاح فاکتور کاهش دز ، تا حد زیادی بهبود حاصل می شود . شایان ذکر است این عمل موجب کاهش سمیت سیستمیک می شود . با لخت شدن گروه فسفات در سلول ، گروه SH شروع به جاروب رادیکالهای آزاد می کند .
ساختمان سه ترکیب نمونه از بیش از چهار هزار نوع ترکیبهای سنتز شده سریهای والترید در جدول 9-2 نشان داده شده است . گفته می شود اولین ترکیب ، 683- WR ،‌ سیستافاس نامیده شد . این ترکیب به طور متداول در بسته های سازمانی به وسیله جاسوسان روسی در اروپا طی دوران جنگ سرد برای استفاده در هنگام درگیری های هسته ای حمل می شود . مفید بودن ترکیب مذکور باید تا حد بسیار زیادی از نظر روانی و تقویت روحیه بوده باشد؛ زیرا حمل ترکیب به صورت قرص و تجویز آن خوراکی بود . در واقع ترکیبات سولفیدریل در اسید معده شکسته می شود و تنها زمانی موثر واقع می شوند که به صورت داخل صفاتی یا داخل وریدی تزریق شوند . البته عامل دیگر آن است که چنین ترکیباتی فقط در مقابل پرتوهای یونساز پراکنده حفاظت به عمل می آورند ؛ بنابراین ، حفاظت کمی در مقابل رهایی آنی نوترونهای تولید شده از انفجار هسته ای ایجاد خواهند کرد . این ترکیبات در مقابل پرتوهای گامای ناشی از ریزش اتمی نیز موثر می باشند .
دومین ترکیب ، 2721- WR ،‌ امروزه معروف به آمیفوستین ، احتمالاً موثرترین ترکیب سنتز شده در برنامهم والتررید است . حفاظت خوبی را برای اندامهای خونساز ایجاد می کند چنان که مشاهده شد با استفاده از آن فاکتور کاهش دز برای مرگ 30 روز موش به حداکثر مقدار فرضی سه نزدیک می شوداحتمالاً ترکیبی است که به وسیله فضانوردان امریکایی در سفر به ماه حمل شد تا هنگام رخداد انفجارهای خورشیدی مورد استفاده قرار گیرد . در این ماموریتها ، در صورت خارج شدن سفینه فضایی از مدار زمین و آغاز فرود آمدن آن به سمت ماه ،‌ فضانوردان مجبور به اجرای ماموریت 14 روزه بودند زیرا سوخت کافی برای چرخش در اطراف ، بدون دور زدن در اطراف ماه و استفاده از میدان جاذبه آن به همراه نداشت . اگر در آن دوره رخداد خورشیدی عمده ای روی می داد ، فضانوردان تحت تابش بارانی از پروتونهای پر انرژی قرار می گرفتند . در این صورت به طور تخمینی بارش مذکور دریافت دزی حدود چندین گری ( چند صد راد ) منجر می شد . در چنین موقعیتی در دسترس بودن محافظی پرتوی با فاکتور کاهش بین 2 تا 3 بسیار مهم بود . چنان که دیدیم ، هیچگونه رخداد خورشیدی مهمی طی ماموریتهای انسان به ماه روی نداد . از سوی دیگر آمیفوسین از قابلیتهایی در پرتودرمانی نیز برخوردار است که متعاقباً با جزییات بیشتر مورد بحث قرار می گیرد .

سومین ترکیب ، 1607-WR ، ساختمانی شبیه دو مورد دیگر دارد ، اما در واقع به عنوان سم موش صحرایی d-CON به بازار عرضه شده است . این دو دارو با ایجاد توقف قلبی موجب مرگ می شود و در مقایسه با دو عامل دیگر فهرست شده در جدول 9-2 محافظ پرتوی بسیار موثرتری است . داروی مذکور با دز یک صدم حفاظت مشابه ایجاد می کند اما به دلیل سمیت آن مورد مصرف ندارد . این ترکیب در جدول 9-2 نیز گنجانده شده است زیرا نشان می دهد چگونه تغییری کوچک در ساختمان یک ترکیب می تواند به تغییر عمده خصوصیت و ویژگی منجر شود ؛ از سوی دیگر از منظر سمیت سلولی محدود کننده دز در سری ترکیبات سولفیدریل نیز قابل توجه است ؛ سمیت محدود کننده دز آمیفوستین کاهش فشار خون می باشد .





نوع مطلب : Biologyبیولوژی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

Molecular Imaging
بیولوژی مولکولی در تصویر‌برداری پزشکی
با گشودن رموز ژنوم (مجموعه‌ای از ژنهای سلولهای جنسی) انسانی و با دانستن مراحل پاتولوژیکی در سطح مولکولی – (در راستای پیشرفتهای تکنولوژی) – تصویربرداری با روش تشخیص بیولوژیکی مولکولی ایجاد خواهد شد. به تصویربرداریهای پزشکی که از تکنیکهای بیولوژیکی مولکولی بدست آمده از آزمایشگهاههای تشخیص استفاده می‌کنند، تصویربرداری مولکولی گفته می‌شود.
تصویربرداری مولکولی در تحقیقات برای تسهیل آزمایشات عملکرد متابولیک الگوهای تظاهرات ژنی یا پرسشهای فارماکولوژیکی در ارگانهای زنده بکار برده می‌شود.

در تشخیص پزشکی روش تصویربرداری پزشکی راه را برای رسیدن به یک پیشرفت مهم در زمینه شناخت بیماریهای وابسته مولکولی هموار می‌کند. از آن زمان تا به حال همیشه تغییرات در سطح مولکولی بر بازسازی آناتومیکی در تصویربرداری‌های کانورژنال (مرسوم) پیش است و روشهای تصویربرداری بیولوژیکی مولکولی قادر به تشخیص سریعتر مرحله یک بیماری است.
در این مقالهdriving forces (نیروهای محرک) تصویربرداری مولکولی مختصراً شرح داده می‌شود و یک تأثیر از پتانسیل این روشها را بیان می‌کند.
• 
تصویربرداری مولکولی چیست؟
تصویربرداری مولکولی را می‌توان هنگام اندازه‌گیریin vivo و توصیف مراحل بیولوژیکی در سطح سلولی مولکولی تعریف کرد. در مقایسه با روش تصویربرداری تشخیصی کانورژنال این روش ابنرمالی‌های مولکولی مهم را که در زمینه بیماری قرار دارد را به جای نشان دادن تأثیر یا شناسایی آناتومیکی تغییر ملکولی نشان می‌دهد. اصولاً تصویربرداری مولکولی بر تکنیکهای بیولوژیکی (مولکولی) بنیادی یکسان که دهه‌ها در تشخیص‌هایinvitro استفاده می‌شود، بنا شده است. به خصوص تکنولوژیهای آنتی بادی و پپتید شیمیایی. پارامترهای سلولی آشکار شده همانند گیرنده‌ای(receptor) سطح سلول و فعالیتهای آنزیمی همچنین می‌توانند یکسان باشند.
بنابراین جنبه‌های توکسیکولوژی یاسدهای انتقال آناتومیکی مانندسدعروقی مغزیBBB)       ( در تشخیص‌های آزمایشگاهی اهمیت ندارند، سازگاری زیستی و انتقال مستقیم به بخش هدف یا سلول هدف از فاکتورهای قطعی بر موفقیت کلینیکی یک عامل کنتراست (بیولوژیکی مولکولی) هستند.
عناصر کلیدی زیر برای تصویربرداری مولکولی مورد نیاز است:
i. 
عامل کنتراست طراحی شده برای نشان دادن مولکول خواسته شده. ( برای مهمترین قسمت ماکرومولکولهای بیولوژیکی وجود دارد.)
ii. 
یک مکانیسم تقویت کننده
iii. 
و یک وسیله تصویربرداری مناسب
برای آشکار ساختن تومورها از عامل کنتراست استفاده می‌شود. به عنوان مثال: آنتی‌بادیهایی که به طور انتخابی، باسطح نشاندار یک سلول بدخیم باند می‌شوند. در این موارد، استفاده از مشتقات آنتی‌بادی ساخته شده ژنتیکی در مقایسه با آنتی‌بادیهای طبیعی ترجیح دارد که مقاومت(tolerance)و فارماکوکنیتک را بهبود بخشیده است.
اگر عامل کنتراست با یک نشانگر مانند رادیونوکلئیدها و رنگ‌های فلورسنت برای به تصویر کشیدن همراه شود،  می‌توان مستقیماً با یک آشکارساز خوب و مناسب تصویر را ثبت کرد. از زمانی که مجموعة مولکولهای هدف تنها در محدوده پیکومولار تا نانومولار قرار می‌گیرد، غالباً روشهای تصویربرداری پزشکی هسته‌ای مناسب هستند. در روشهای تصویربرداری با حساسیت پایین مانندMRI باید از مکانیسم‌های تقویت سیگنال اضافی استفاده شود. چنین مکانیسم‌هایی بر روی حیوانات آزمایش شده و در کتابها توضیح داده شده‌اند. اصولاً این مکانیسم‌ها شامل ژن‌تراپی (ژن‌درمانی) می‌شود که روشهایی هستند که بر اساس عملکرد   DNAخارجی هستند.

• نیروهای هدایت کننده (محرک) تصویربرداری مولکولیdriving forces
تکنولوژی اطلاعات، میکروالکترون‌ها و ارزش بهینه‌سازی شدیداً تصویربرداری پزشکی را متأثر می‌کند. هدایتگرهای خاص تصویربرداری مولکولی شامل تحقیق علوم زیستی پایه می‌شود که تحقیق و توسعه فارماکولوژی (داروشناسی) و مفهوم ترانوسیتکtheranostic و ژن‌درمانی است. این فاکتورها در جزئیات مهم‌تر آنچه دنبال می‌گردد، آزمایش خواهد شد.
• 
تصویربرداری مولکولی در تحقیق علوم زیستی پایه و توسعه داروسازی
تحقیق و توسعه فارماکولوژیکی بر تحقیقات پرخطر و پر هزینه بنا شده است. میزان موفقیت اسکرینیگ مرکب پیش کلینیکی  کمتر از 10% است. 90% داروهای انتخابی دیگر در طول آزمایشات انسانی بعد کلینیکی رد می‌شود.
برای آزمایشات اولیه بر روی انسانها که به طور متوسط برای هر داروی تصویب شده جدید 500 میلیون دلار را در بر می‌گیرد، هزینه ایجاد می‌گردد. در نتیجه افزایش تقاضا برای تحقیق در زمینه طرحهای تحقیقاتی آینده ژنوم انسانی، قیمتها حتی بالاتر خواهند رفت.
طبق مطالعات برنامه‌ریزی شدةMckinsey پیش‌بینی شده که هزینه (بودجه)D وR یک شرکت داروسازی بزرگ معروف دو برابر می‌شود یعنی از 6/1 بیلیون دلار به 2/3 بیلیون دلار تا سال 2005 می‌رسد. در واقع فشارهای قیمت نسبتاً زیاد به مجوز مدت مصرف دارو و رقابت بین تولیدکننده‌های داروهای ژنریک بستگی دارد.
مطابقMckinsey نوآوریهای تکنولوژی ممکن است بتوانند که قیمتهای  Dو Rرا تا 6/2 بیلیون دلار در سال 2005 محدود کنند. در حال حاضر مهمترین امکان پیشرفت که بررسی شده، افزایشthroughput آزمایشات مرکب زودرس به طریق
HTS (high throughput screeing)
است.
وقتی که داروهای مشتق شده از ژنوم انسانی کشف نشده‌اند، اهمیت اعتبار داروهای بیولوژیکی در آینده افزایش خواهند یافت. آخرین برآوردها یک مجموعه‌ای از 30000 ژن انسانی را که برای 100 هزار بیمار شناسایی شده را فرض می‌کند. بیشتر از یک دهم بیماران برای اهداف داروهای پتانسیل بررسی شدند. (تنها 500 نوع آن بوسیله داروهای اخیر در بازار شناخته شده است.)
هر پروتئین در ارگانیسم بین 5 تا 50 عملکرد متفاوت دارد. در نتیجه این عملکردهای متعدد و بر همکنش‌ها، شیوه عمل بسیار رایج که بر ژنهای منفرد یا پروتئین‌ها متمرکز شده است برای بهبود درک بیشتر مراحل پاتولوژیک و احتمال ترمیم‌شان از طریق دارودرمانی مناسب نیست.
کاملاً واضح است که تأثیر داروها در یک سیستم مرکب که ممکن است خودشان را در تأثیر لبه نشان دهند، نمی‌توانند در روشهایin vitro تحقیق مورد استفاده قرار گیرند. از آنجا که هدف افزایش میزان موفقیت کلینیکی است لازم است که قبل از آن داروهای انتخاب شده بر روی یک سلول زنده بی‌نقص آزمایش شود و سپس بر روی انسان مورد بررسی قرار بگیرد.
امروزه برای تحقیق در مورد روشهای متابولیکی سلولی مرکب، اغلب سلولها را از بافت جدا می‌کنند و سپس در محیطin vitro در فلاسک‌های رشد پرورش داده می‌شود.
میزان محدودیتهای سیستم‌های مصنوعی از زمانی بیشتر آشکار می‌شود که سلولهای توسعه یافته با شرایط محیطی تغییر یافته و میزان سهم موجود زنده منطبق گردد. در نتیجه آزمایشهای حیوانی به بسیاری از سئوالات داروسازی پاسخ نخواهد داد و همچنین اهمیت آن زمانی بیشتر خواهد شده که نگرانی‌های اخلاقی وجود دارند.
مدلهای حیوانی کوچک هم‌اکنون یک ابزار تحقیق اساسی برای درمانهای جدید معتبر بیولوژیکی را تشکیل می‌دهند. بنابراین در تحقیقات پایه، مدلهای حیوانی کوچک همانند موشهای از پا درآمده (موشهایی که یک ژن خاص آنها برانگیخته شده است.) لازم است. اگرچه مدلهای حیوانی کوچک هنوز کاملاً از تشخیص دور هستند. مهمترین محدودیت بافت ملکولی که آنالیز شده این است که تنها در حیوانات زنده در یک حساسیت محدود شده ممکن است.
بعنوان مثال، قادر است که اندازه‌های کینتیک (جنبشی) عملکرد یک دارو را با چندین مقدار اندازه در بیشتر از یک محدوده زمانی خاص بدست آورد، یک تعداد مشابهی از حیوانها باید در پروتکل آزمایشی خاصی درمان شوند. پس از ان حیوانات آزمایشگاهی باید به طور متوالی کشته شوند. در بسیاری از موارد این عمل مطابق یک آنالیزمولکولی با تمام جزئیات انجام می‌شود. قیمت چنین آزمایشهایی چندان ناچیز نیستند چون موشهای طراحی شده ژنتیکی بسیار گران قیمت هستند.
به علاوه قابلیت تولید و به موجب آن اهمیت آماری یک سری آزمایشان می‌تواد با تفاوتهای فردی و درونی سازش یابد. در این مورد، تکنیک‌هایin vitro می‌توانند با امکان آنالیزهای ملکولی تکرار شونده یک حیوان منفرد راه حلی فراهم کنند.
در نتیجه تصویربرداری مولکولی با حیوانات کوچک زمانی که با کنترل قیمتهای مربوط به توسعه‌های پیش‌کلینیکی همراه شود می‌تواند به طور اساسی بازده اعتبار بیولوژیکی داروهای انتخابی را بهبود بخشد.
نقش تصویربرداری مولکولی در فرضیه ترانوستیک
ترانوستیک هنگامی که رابطه بسیار نزدیکی بین تشخیص و درمان وجود دارد معنی می‌شود. هدف ترانوستیک توانایی انجام درمان مناسب برای بیماران خاص در یک زمان صحیح است.
به طور معمول پزشکان تجربی یک بیماری را از روی علائم و نشانه‌های بیمار تشخیص می‌دهند و درمان اختصاصی را شروع می‌کنند. گاهی تست‌های آزمایشگاهی و روش تصویربرداری بکار گرفته می‌شوند، زمانی درمان را موفق می‌دانند که علائم کمی بعد از دوره درمان ناپدید شود. مدافعان فرضیه ترانوستیک تبدیل سیستم سلامتی را از درمان بیماریها به مراقبتها و خدمات سلامتی پیش‌بینی می‌کنند. اساس این دیدگاه حفظ سلامتی است. با فهمیدن این فرضیه که ثبت مراقبتها را در وضعیت سلامتی بیان می‌کند. تشخیص‌های جامعی بدست خواهد آمد که ترجیحاً درمرحله بدون علامت صورت می‌گیرد. برای تعیین پیشگیری‌های ژنتیکی تنها روش‌های in vitro(آزمایشگاهی) مانند تکنیک چیپDNA بکار خواهد رفت.
اهمیت نقش تصویربرداری در تشخیص‌های زودرس حفظ خواهد شد و توسعه خواهد یافت. از زمانی که تصویربرداری مولکولی قادر به نشان دادن تغییرات در سطح مولکولی است، تشخیص می‌تواند در مرحله اولیه دوره یک بیماری انجام شود، حتی قبل از اینکه تغییرات مولکولی در شکل ساختار آناتومیکی آشکار شوند. به عنوان مثال، استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری بیولوژیکی مولکولی امکان تشخیص پاتولوژی‌های تومور را بیشتر از 7 سال زودتر از روشهای رایج فراهم می‌کند.

به علاوه برنامه درمان و مونیتورینگ درمان در بهبود بیمار مطابق فرضیه ترانوستیک اهمیت بیشتری دارد. اکنون تصویربرداری مولکولی به طور شایعی برای طرحهای درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. که به طور کامل در شکل (1) به منظور رادیوتراپی شرح داده شده است. SPECT/ MRI/ CTتصویر ترکیبی موقعیت و توزیع فضایی فعالیت متابولیکی یک تومور پروستات را برای محاسبه توزیع دوز تابشی نشان می‌دهد. شکل (2) نشان می‌دهد که چطور تصویربرداریdual PET/CT می‌تواند برای مونیتورینگ درمانی بکار رود.
تصویر یک بیمار 74 ساله را بدون لمیفوماهوجکین قبل و بعد شیمی‌درمانی را نشان می‌دهد. از بین رفتن تومور کاملاً آشکار است. در این مثال از فسفر 18 نشاندار شده با دی‌اکسید گلوکز به عنوان یک ماده کنتراست برای نشان دادن شرایط متابولیکی تومور استفاده می‌شود.
زوال بدخیمی بوسیله یک مارکر غیر مستقیم بر اساس تغییرات توازن انرژی سلولهای تومور تعیین می‌شود. در آزمایشات حیوانی عامل کنتراست اخیراً توسعه یافته است به طوری که مستقیماً به پیش‌نیازهای حیاتی رشد تومور پی برده‌اند. آنژیوژنز و آلوپتوز و تهاجم بافتی مورد توجه خاص هستند.
شکل (3) یک تصویر فلوروسنت را از یک مدل تومور حیوانی کوچک نزدیک باند طول موج مادون قرمز نشان می‌دهد. در تومور پستانی انسانی را با تهاجم بافتی مختلف به موش پیوند می‌زنند.
بر طبق متفاوت بودن مقدار تهاجم به موش یک عامل کنتراست فلورسنتی توموری خاص در شرایط غیرفعال تزریق می‌شود. عامل کنتراست درتوموری که تهاجم بیشتری یافته است بوسیله یک آنزیم، یک پروتئاز که رشد تومور را با درگیر کردن اطراف بافت سالم تسهیل می‌کند، فعال می‌شود. عامل کنتراست را می‌توان برای آنزیمهای مختلف تهیه کرد. از زمانی که بسیاری از آنزیم‌ها به عنوان اهداف دارویی برای شیمی درمانی انسانی به کار می‌روند، پیشرفت بسیاری در زمینه طرح درمانی و مونیتورینگ درمانی ایجاد شده است. همچنین تشخیص‌های مولکولی برای انجام کلینیکی درمان اختصاصی بیش از پیش به یک داروی خاص مناسب برای یک مجموعه ژنی بیمار خاص نیاز دارد.
اکنون تعدادی از شرکتهای داروسازی فرضیه ترانوستیک را در بازارهایشان بکار می‌برند. اولین شرکتی که موجب رواج این نظریه شد شرکت فارمانتیکس بود که از وارفارین استفاده کرد. شرکت دیگری نیز به دنبال آن از روش نشاندار کردن دارو استفاده کرد. مقایسه بازارهای مشترک یا طرحهای تبلیغاتی مشترک در آینده به منظور صنعت عامل کنتراست و سازندگان وسایل قابل تصور است.
تصویربرداری مولکولی در طرح درمان و مونیتورینگ ژن درمانی
امکان مالی و تجربیات پزشکی نظریه ترانوستیک هنوز جای بحث دارد. روش آزمون و خطا آنقدر ادامه خواهد یافت تا به



نوع مطلب : Biologyبیولوژی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 15 خرداد 1385 :: نویسنده : Amir

مروری بر اثر پرتوها بر رویان و جنین

در میان آثار سوماتیک ( بدنی ) تشعشع ، بجز سرطان ، اثر بر جنین در حال رشد و توسعه از نگرانیهای عمده می باشد . آثار کلاسیک به قرار زیر است :
1- آثار کشنده :‌ که به وسیله تشعشع قبل یا بلافاصله پس از لانه گزینی رویان در دیواره رحم القا می شود ؛ یا آنکه با تابش گیری از دزهای بسیار بالاتر در مراحل توسعه و تکوین داخل رحمی به مرگ پیش از تولد یا مرگ نوزاد در بدو تولد منجر می شود .
2- ناهنجاریها : که از ویژگیهای اثر تشعشع بر رویان در دوره اندامزایی است؛ طی آن ساختمانهای بدن شکل می گیرند و بویژه در مراحل فعالیت زیاد تقسیم سلولی در اندام تابش دیده حایز اهمیت است .
3- اختلال در رشد : بدون بروز ناهنجاری فیزیکی در تمام مراحل توسعه به ویژه در اواخر دوره بارداری ایجاد می شود .
عوامل اصلی و حائز اهمیت شامل دز تشعشع و مرحله بارداری است . آهنگ دز نیز مهم می باشد . زیرا بسیاری از آثار آسیب شناختی در رویان به طور قابل ملاحظه ای با کاهش آهنگ دز کاهش می یابند .
باید توجه داشت ناهنجاری های مادرزادی ، حتی بدون تابش گیری مصنوعی و در حد دریافت شده از منابع طبیعی ، در تمام گونه های جانوری ایجاد می شود. میزان بروز تا حد زیادی به زمان شمارش ناهنجاریها بستگی دارد . میزان شیوع نوزادان ناهنجار به طور متوسط برای انسان در بدو تولد حدود 6 درصد است . بعضی از ناهنجاریها پس از تولد ناپدید می شوند اما بسیاری پس از مدتی ظاهر می گردند ؛ بنابراین در بدو تولد مورد شمارش قرار نمی گیرند . در صورت بررسی کودکان به جای نوزادان شیوع کلی تقریباً دو برابر است ، یعنی 12 درصد . هر گونه سنجشی از تاثیر تشعشع در خصوص القای آسیب در رحم باید در مقایسه با سطح طبیعی ناهنجاریها در نوزادان صورت پذیرد .مروری بر اثر پرتوها بر رویان و جنین
در میان آثار سوماتیک ( بدنی ) تشعشع ، بجز سرطان ، اثر بر جنین در حال رشد و توسعه از نگرانیهای عمده می باشد . آثار کلاسیک به قرار زیر است :
1- آثار کشنده :‌ که به وسیله تشعشع قبل یا بلافاصله پس از لانه گزینی رویان در دیواره رحم القا می شود ؛ یا آنکه با تابش گیری از دزهای بسیار بالاتر در مراحل توسعه و تکوین داخل رحمی به مرگ پیش از تولد یا مرگ نوزاد در بدو تولد منجر می شود .
2- ناهنجاریها : که از ویژگیهای اثر تشعشع بر رویان در دوره اندامزایی است؛ طی آن ساختمانهای بدن شکل می گیرند و بویژه در مراحل فعالیت زیاد تقسیم سلولی در اندام تابش دیده حایز اهمیت است .
3- اختلال در رشد : بدون بروز ناهنجاری فیزیکی در تمام مراحل توسعه به ویژه در اواخر دوره بارداری ایجاد می شود .
عوامل اصلی و حائز اهمیت شامل دز تشعشع و مرحله بارداری است . آهنگ دز نیز مهم می باشد . زیرا بسیاری از آثار آسیب شناختی در رویان به طور قابل ملاحظه ای با کاهش آهنگ دز کاهش می یابند .
باید توجه داشت ناهنجاری های مادرزادی ، حتی بدون تابش گیری مصنوعی و در حد دریافت شده از منابع طبیعی ، در تمام گونه های جانوری ایجاد می شود. میزان بروز تا حد زیادی به زمان شمارش ناهنجاریها بستگی دارد . میزان شیوع نوزادان ناهنجار به طور متوسط برای انسان در بدو تولد حدود 6 درصد است . بعضی از ناهنجاریها پس از تولد ناپدید می شوند اما بسیاری پس از مدتی ظاهر می گردند ؛ بنابراین در بدو تولد مورد شمارش قرار نمی گیرند . در صورت بررسی کودکان به جای نوزادان شیوع کلی تقریباً دو برابر است ، یعنی 12 درصد . هر گونه سنجشی از تاثیر تشعشع در خصوص القای آسیب در رحم باید در مقایسه با سطح طبیعی ناهنجاریها در نوزادان صورت پذیرد .

تابش گیری از تشعشع پزشکی

رابطه ای بین میکروسفالی و تابش گیری از اشعه ایکس در طی زندگی داخل رحمی از زمان مورفی و گلدشتاین ، _ که برای اولین بار در سال 1929 توجه ها را به این موضوع جلب کردند _ شناخته شده بود . موارد بسیار کم و دز دریافت شده اگر چه بیشتر در محدوده درمانی بودند _ از میزان مشخصی برخوردار نیست . علاوه بر میکروسفالی ، عقب ماندگی ذهنی و نقایص گوناگونی از جمله اسپینا بیفودا ، پاچماقی دو طرفه ، نقایص استخوانی شدن صورت ، بدشکلیهای اندامهای فوقانی ، هیدروسفالی و کوری در بدو تولد نیز گزارش شده است . برای مواردی از تابش گیری لگن با اشعه ایکس در زنان باردار ، دکابان به بررسی ادبیات پزشکی پرداخت . بر مبنای اطلاعات در دسترس کلیات زیر پیشنهاد شد :
1- دزهای زیاد تشعشع ( Gy 5/2 ] rad 250 [ ) دریافت شده به وسیله رویان انسان پیش از هفته دوم تا سوم آبستنی ،‌ برای ایجاد ناهنجاریهای شدید در بیشتر کودکان متولد شده از احتمال بسیار کمی برخوردار است ؛ اگر چه تعداد قابل توجهی از جنینها احتمالاً جذب مجدد یا سقط می شوند ؛
2- تابش گیری بین هفته های چهارم تا یازدهم بارداری به ناهنجاریهای شدید بسیاری از اندامها در کودکان منجر می شود ؛
3- تابش گیری بین هفته های یازدهم و شانزدهم بارداری احتمالاً تعداد معدودی ناهنجاری چشمی ، اسکلتی و اندامهای تناسلی را ایجاد می کند ؛ وقفه در رشد ، میکروسفالی و عقب ماندگی ذهنی غالباً دیده می شوند ؛
4- تابش گیری جنین بین هفته های شانزدهم و بیستم پس از آبستنی ممکن است به درجه خفیفی از میکروسفالی ، عقب ماندگی ذهنی و وقفه در رشد منجر شود .
5- در رابطه با تابش گیری پس از هفته سی ام بارداری ، احتمال ایجاد ناهنجاری های ساختاری عمده _ که معلولیتهای جدی در اوایل زندگی را به همراه می آورد _ وجود ندارد اما می تواند ناتوانیهای فعالیتی در اندامها را ایجاد کند .

سرطان در دوران کودکی بعد از تابش گیری در داخل رحم

نتایج بررسی سرطانهای دوران کودکی در آکسفورد _ که در دهه 1950 به وسیله استوارت و نیل منتشر شد _‌ مبین رابطه ای بین مخاطره سرطان بویژه لوسمی تا سن 15 سالگی و تابش گیری داخل رحمی از اشعه ایکس تشخیص است . این مورد مطالعه ای گذشته نگر شاهد _ موردی بوده و نتایج آن در جدول 12-3 خلاصه شده است . از 7649 کودکی که از لوسمی با سرطانهای دوران کودکی مردند ، 1141 نفر تابش گیری اشعه ایکس در رحم داشتند . از گروه شاهد معادل _‌ که در آنان سرطان دوران کودکی توسعه نیافت _‌ فقط 774 نفر پیش از تولد تابش گیری داشتند . کودکان تابش دیده ، دزی معادل یک تا پنج فیلم رادیوگرافی دریافت کردند . مطالعه دیگری که در نیوانگلند به وسیله مک ماهون انجام شد نیز رابطه ای را بین تابش گیری از اشعه ایکس پیش از تولد و سرطان دوران کودکی نشان می دهد .
این موضوع مدتهای مدیدی مورد بحث دانشمندان بوده است . هیچ کس در خصوص وجود رابطه ای بین تابش گیری داخل رحمی و سرطان دوران کودکی مشکوک نیست اما صحبت بر سر آن است که آیا تشعشع یک عامل ایجاد کننده است ، یا آنکه گروه خاصی از کودکان مستعد به سرطان را انتخاب می کند .
در یک مقاله دقیق در سال 1997 ، دال و ویک فورد ضمن جمع بندی تمام شواهد موافق یا مخالف این مورد به نتیجه گیری زیر رسیدند :
• تابش گیری جنین در رحم با دز کم ، بویژه در سه ماهه آخر موجب افزایش مخاطره بدخیمیهای دوران کودکی می شود ؛
• یک آزمون اشعه ایکس در دوران بارداری ،‌ به افزایش مخاطره سرطان دوران کودکی به میزان 40 درصد بیش از سرطان خودبخود منجر می شود؛
• دزهای تشعشعی اطراف mGy 10 ( rad 1 ) مخاطره را افزایش می دهد .
• مخاطره مطلق اضافی حدود 6 درصد به ازای هر گری می باشد .

تابش گیری شغلی زنان

حد دز مجاز تابیده به جنین طی کل دوره بارداری به علت تابش گیری شغلی مادر نباید از mSv 5 ( rem 5/0 ) تجاوز کند و تابش گیری ماهانه متجاوز از mSv 5/0 ( rem 05/0 ) نباشد .
مورد فوق توصیه شورای ملی حافظت رادیولوژیکی و اندازه گیری هاست . به محض مشخص شدن بارداری ، مصاحبه پرتوکار با مسؤول ایمنی تشعشع یا رئیس کمیته ایمنی تشعشع برای تصمیم گیری در خصوص تغییر وظایف او ضروری است . شغلهای معدودی با احتمال تابش گیری از تشعشع برنامه ریزی نشده وجود دارد . اگر چه میزان تابش در اینگونه شغلها برای پرتوکار بیش از حد مجاز نیست اما به تابش گیری بیش از حد مجاز پیشنهاد شده برای کودک متولد نشده منجر می شود . حد mSv 5 ( rem 5/0 ) بر مبنای پیش فرضی است که در آن کودک متولد نشده به ایجاد نقصهای مادرزادی یا افزایش مخاطره لوسمی حساس است و با عملکرد شغلی مادر تضمین نمی شود ؛ اگر چه ممکن است ارائه مراقبتهای بهداشتی در این دوره تابش گیری جنین را تا حد قابل قبول کاهش دهد .

بیمار باردار یا مستعد بارداری

بیشتر رادیولوژیستها طی دوران کار خود با بیمارانی روبرو می شوند که در می یابند در گذشته هنگام بارداری تحت آزمونهایی با اشعه ایکس در ناحیه شکم و لگن قرار گرفته اند .
تنها راه حل کاملاً رضایت بخش این مسأله در وهله اول آن است که هرگز چنین وضعیتی اتفاق نیفتد . پیش از انجام هر آزمون رادیولوژی باید در مورد باردار بودن یا نبودن بیمار پرسش شود ؛ در مواردی که آزمونها مستلزم ارائه دزهای زیاد تشعشع به ناحیه لگن است انجام دادن آزمایش حاملگی پیش از پرتونگاری ضروری است .
علی رغم برنامه ریزی ها و پیش گیری های دقیق ، هنوز مواردی وجود دارند که گاهی به دلیل فوریت پزشکی یا رخداد سانحه غیر مترقبه ، یک رویان در حال رشد تحت تابش دزهای قابل ملاحظه در حد چند سانتی گری ( راد ) یا بیشتر قرار می گیرد . اولین گام ، تخمین دز دریافتی رویان است . گاهی اوقات مشورت با یک متخصص فیزیک بهداشت مجرب مفید است تا با شبیه سازی وضعیت با استفاده از فانتوم اندازه گیری های مادرزادی در 5 تا 10 درصد جمعیت انسانی روی می دهد و غیر ممکن است بتوان یک ناهنجاری مشخص را به دز کم تشعشع دریافتی رویان یا جنین نسبت داد .
در نهایت می توان گفت که تشعشع احتمال یک ناهنجاری را افزایش می دهد و این افزایش تابعی از دز است . اغلب به رقم Gy 1/0 ( rad 10 ) اشاره می شود که دریافت این دز به وسیله رویان یا جنین در حال رشد در سن حساس بارداری به ایجاد ناهنجاریهای مادرزادی از جمله کاهش قطر سر و عقب ماندگی ذهنی منجر می شود و مهمتر از آن باید سقط درمانی صورت پذیرد . این دوره ، روز دهم تا هفته بیست و ششم بارداری را شامل می شود . مبنای این توصیه به قرار زیر است :
داده های حاصل از ژاپن در خصوص عقب ماندگی ذهنی شدید را می توان برخوردار از یک دز آستانه تفسیر کرد که مکانیزم اثر تشعشع با این نتیجه گیری همخوانی دارد . در همان حال ، کاهش IQ اندازه گیری شده با تابش گیری Gy 1 ( rad 100 ) ، اگر به طور خطی به Gy 1/0 ( rad 10 ) تعمیم داده شود قابل اندازه گیری نخواهد بود .
البته همه با این دیدگاه موافق نیستند و نقطه قطع به وضوح مشخص نیست . اگر این مقدار دز طی دوره حساس داده شود ، می توان با مشورت پزشک مربوطه ، بیمار و خانواده وی محتاطانه خاتمه دادن به بارداری را مدنظر قرار داد . عواملی وجود دارند که باید در رابطه با دز در نظر گرفته شوند ، این عوامل عبارتند از : مخاطره بارداری برای مادر ، احتمال بارداری های آینده ، حد انتظار والدین برای خواستن فرزند ، وضعیت روحی آنان در مورد داشتن فرزند معلول ، زمینه قومی و مذهبی خانواده سطح دقیق دز _ که برای پایان بخشیدن به باردرای موجه باشد _‌ در محدوده گسترده ای در اطراف رقم توصیه شده ،‌ بسته به در نظر گرفتن عوامل دیگر ، انعطاف پذیر است .
مشکلات خاصی در مورد استفاده روشهای پزشکی هسته ای در زنان باردار یا مستعد بارداری وجود دارند . این مسأله بویژه برای رادیونوکلییدهای قادر به گذر از جفت حائز اهمیت است .





نوع مطلب : Biologyبیولوژی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 2 خرداد 1385 :: نویسنده : Amir

آثار وراثتی تشعشع در انسان

کمترین دز مضاعف کننده ممکن  برای انسان Sv 03/0 ( rem 3 ) می باشد زیرا این مقدار ، مقدار متوسط تشعشع دریافت شده از منابع طی دوران 30 ساله باروری است . چنین مقداری برای دز مضاعف کننده ، به معنای ناشی شدن تمام جهشهای خودبخود از تشعشع زمینه است ، که البته بسیار ناممکن می باشد. بازماندگان حمله بمبهای اتمی در هیروشیما و ناگازاکی ، بزرگترین جمعیت انسانی تابش دیده را تشکیل می دهد و بدقت برای بررسی آثار وراثتی مورد مطالعه قرار گرفته است . طی سالها ، گروهی از 3115 فرزند والدینی که مقادیر قابل توجهی از تشعشع را دریافت کرده بودند ( یعنی در Km 2 نزدیک مرکز انفجار بمب )‌ و گروه کنترل تا حد بیشتر 41066 با توجه به شاخصهای گوناگون مورد مطالعه قرار گرفتند :‌ در سالهای اول بعد از تولد برای نقصان مادرزادی ، جنسیت کودک ، توسعه و رشد فیزیکی و بقا ( زنده ماندن ) ،‌ سپس در میانسالی برای ناهنجاری های سیتوژنتیکی و اخیراً برای بیماریهای بدخیم و نقصهای عملکردی و الکتروفورتیک چیزی حدود 30 نوع پروتئین سرم یا آنزیمها و اریتروسیتها بررسی شده است . هیچ یک از شاخصها به طور قابل توجهی به تابش گیری والدین ربط داده نشد ، اما رگرسیون خالص تا حد کمی مثبت بود .

 برای بررسی موارد گوناگون آثار وراثتی ، تفاوتهای بین کودکان بازماندگان تابش دیده مربوط به فواصل نزدیک یا دور از محل انفجار مورد نظر است ، اما در واقع هیچ یک از یافته ها از نظر آماری معنی دار نیست . به هر حال برای محاسبه دزهای مضاعف کننده از تفاوتهای بین این گروههای کودکان استفاده شده است . این بحث وجود دارد که حتی در صورت عدم وجود تفاوت معنی دار آماری ، استفاده از این اطلاعات برای تخمین دزهای مضاعف کننده مجاز است . دلیل این مسأله مورد تردید بودن رابطه بین تابش گیری از تشعشع و ناهنجاری های مادرزادی می باشد زیرا یافته های جانوری ،بودن چون و چرای آن را تبیین کرده است . البته علاوه بر آن آسیبهای کروموزومی مشاهده شده در بازماندگان نیز مؤید این وضعیت می باشد .
تنها سه مورد از این شاخصها برای تخمین دز مضاعف کننده ، مورد استفاده دارد . در این خصوص نتایج برگرفته از مطالعه ای در اوایل دهه 1980 در جدول 11-2 نشان داده شده است . میانگین ساده این سه تخمین Sv 56/1  (rem 156 ) می باشد . در یک مقاله مروری جدیدتر ، نیل دز مضاعف کننده برای انسان را حدود Sv 2 _ که البته بسیار تردیدانگیز می باشد _ تخمین زد ، حد پائینی تخمین Sv1 و یک حد بالایی متوسط پیش بینی شده است . البته این تخمین  به دز تشعشعی حاد مربوط می شود زیرا به بازماندگان ژاپنی بستگی دارد .
این تخمین برای انسان باید با رقم قابل مقایسه ای حدود Gy 39/0 ( rad 39 ) برای دزهای مضاعف کننده در موش در خصوص تابش گیری حاد از تشعشع با انتقال انرژی خطی کم مقایسه شود ( پیش از این رقم Gy 1 برای دز مضاعف کننده ذکر شده برای آهنگ دز کم بود ) . اطلاعات پراکنده انسان مورد اخیر را _ که دزهای مضاعف کننده ، حاصل از آزمایشهای با مکان ژنی خاص موش ، بسیار پائین می باشند _ تایید می نماید .
اصول تعیین  مخاطره وراثتی در انسان ممکن است به صورت زیر جمع بندی شود:
1- بیشتر جهشها ، خواه خودبخود یا القا شده با تشعشع مضر می باشند ؛
2- هر دزی از تشعشع ، هر چند کم ، مخاطره هایی از اثر وراثتی را در بر دارد اما تشعشع یک جهش زای نسبتاً ضعیف است ؛
3- تعداد جهشهای تولید شده متناسب با دز است به گونه ای که یک تعمیم خطی از اطلاعات حاصل از دز بالا ، تخمین معتبری را برای آثار مربوط به دز کم فراهم می آورد ؛
4- تخمینهای مخاطره بر مبنای آزمایشهای انجام شده با موش است .
شرایطی که در آن انسان _ خواه به عنوان عضوی از جامعه ، خواه در دوره    اشتغال _ تحت تابش اشعه قرار می گیرد ، باعث ایجاد میزان جهشهایی به میزان کم می شوند ؛ به عبارت دیگر یا آهنگ دز در شرایط تابش گیری پیوسته بسیار کم است یا اگر آهنگ دز بالا است ، میزان دز به ازای هر جلسه تابش کم می باشد . در هر یک از موارد ، اطلاعات حاصل از موش نشان دهنده رخداد جهشهای کمی است . در موارد نادر که دزی زیاد در یک تابش گیری حاد جذب می شود ، برای مثال ، در یک سانحه تشعشعی ، بخش عمده ای از عواقب وراثتی کشنده را می توان با تأخیر در آمیزش حذف کرد . در این خصوص برای یک مرد ، دوماه کافی است ؛ دوره قابل مقایسه برای زنان به طور قطع مشخص نیست ؛ اما احتمالاً طولانیتر از مردان است . با توجه به پیشنهاد قبلی، یک روش محافظه کارانه ، توصیه به مردان و زنان در خصوص پرهیز از آمیزش حداقل به مدت 6 ماه پس از تابش گیری از تشعشع قابل توجه ، برای کاستن از خطر ناهنجاریهای وراثتی است .





نوع مطلب : Biologyبیولوژی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :